تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
استاد امام محمد عبده رحمه اللّه ، در حاشيهء خود بر كتاب العقائد العضدية « 1 » مىنويسد : اگر بگويى كلام خداوند و پيامبر ( ص ) از الفاظ عربى تشكيل شده و مدلول اين الفاظ نزد صاحبان اين زبان معلوم و آشكار است ، پس تمسك به مدلول لفظ هر چه باشد واجب است . پاسخ مىگوييم در اين صورت تنها طايفهء مجسمهء ظاهريه كه معتقد به وجوب تمسك به ظواهر نصوص و رها كردن شيوهء استدلال به طور مطلق هستند فرقهء ناجيه خواهند بود . حال آنكه ضلالت و گمراهى موجود در عقايد اين طايفه بر كسى پوشيده نيست و راه ايشان به هيچ رو ايجاد يقين نمىكند . پس ، اگر بپذيريم كه در سخن گفتن مناسباتى وجود دارد كه كلام بر آن منطبق مىشود ، براى فهم صحيح كلام چاره‌اى جز استدلال عقلى و تأويل معناى ناقص ظاهرى به معناى كامل حقيقى وجود ندارد . و اگر تأويل براى برهان در امرى صحيح است ، در ساير امور نيز صحيح خواهد بود . زيرا هيچ فرقى ميان دو برهان از آن جهت كه برهان هستند و ميان دو لفظ از آن جهت كه لفظ هستند وجود ندارد . خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ آياتٍ مُبَيِّناتٍ . .
. » « 2 » . تنزيل و انزال و نزول وحى از جانب خداوند به سوى پيامبر ( ص ) براى بيان بلندى مرتبه و مقام ذات ربوبى است ، نه اينكه واقعا نزول حسى از مكانى بالا به سوى مكانى پايين‌تر رخ داده باشد . عجيب اين است كه ايشان در رد معناى مذكور براى « نزول وحى » مىگويند بلندى جايگاه خداوند بر مخلوقاتش حقيقتى است كه خود در كتابش براى خويش اثبات كرده و نيازى به تأويل آن به بلندى مرتبهء ربوبيت نيست . من نمىدانم اگر اين بلندى را به بلندى مرتبهء ربوبى تأويل نكنيم ، چه معنايى را بايد براى آن بپذيريم ؟ آيا در غير اين صورت چيزى جز بلندى حسى كه مستلزم داشتن جهت و مكان است باقى مىماند ؟ تا زمانى كه به علو حسى نسبت به بندگان براى خداوند قايل شويم ، ممكن نيست لوازم مذكور را از وى نفى كنيم . زيرا نفى مكانمندى از بلندى حسى نامعقول است و استلزام معنايى جز اين ندارد . اما ايشان لوازم مذكور را نفى مىكنند ، و من نمىفهمم چگونه با فرض وجود لوازم مىتوانيم آنها را نفى كنيم ؟ چنين چيزى محال است . اما چه كنيم كه اين طايفه اهل منطق نيستند . كسى كه گفته‌هاى ايشان را بررسى كند در آن عبارات صريحى در اثبات جهت براى خداوند متعال مىيابد . عراقى و ديگران كسانى را كه براى خداوند قابل به جهت هستند تكفير كرده‌اند . اين امر روشن است ، زيرا كسى كه معتقد است خداوند جهت دارد
هامش
( 1 ) . العقائد العضدية تصنيف قاضى عضد الدين ايجى است . ( 2 ) . « و هرآينه به سوى شما آياتى با بيان روشن فروفرستاديم . . . » ( نور : 34 )