تابعان از كتاب و سنت مىفهميدند ، متشابهات به محكمات ارجاع شود . « 1 »
سيوطى همچنين از امام فخر رازى نقل كرده است كه
بعضى از ملحدان قرآن را به اين دليل كه مشتمل بر متشابهات است مورد طعن و خردهگيرى قرار داده مىگويند شما معتقديد كه تكاليف مردم تا روز قيامت مرتبط و مستند به قرآن خواهد بود اما ما مىبينيم كه صاحب هر مذهبى مطابق مذهب خود به قرآن تمسك مىكند . طرفدار عقيده جبر به آيات مفيد جبر مانند
« . . . وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً . .
. » « 2 » تمسك مىكند ، و قدرى مذهب مىگويد اين عقيده كافران است ، زيرا خداوند متعال جبرى مسلكان را مذمت كرده و از آنان نقل مىكند كه
« وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ . .
. » « 3 » و در جاى ديگر مىفرمايد
« وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ . .
. » « 4 » ؛ منكر رؤيت خداوند نيز به آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ . .
. » « 5 » استناد مىكند ، و آنكه براى خداوند قايل به جهت است به آيهء
« يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ . .
. » « 6 » و
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 7 » تشبث مىكنند ، و منكر اين عقيده آيهء
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 8 » را شاهد مىآورد . علاوه بر اين ، ايشان هر آيهاى را كه موافق مذهبشان است محكم ، و آيات مخالف را متشابه مىخوانند در ترجيح بعضى از آيات بر بعضى ديگر به ترجيحات دور از ذهن و وجوهى ضعيف مىگرايند . با اين همه ، چگونه شايسته حكيم است كه كتابى را كه تا روز قيامت بايد در همه زمينههاى اعتقادى محل رجوع باشد ، چنين [ قابل تفاسير متباين ] قرار دهد .
پاسخ اين است كه عالمان براى وجود متشابهات فوايدى ذكر كردهاند . از جمله اين فوايد عبارتند از : متشابهات موجب صرف مشقت زياد براى دست يا بى به مراد و مقصود مىشود و زيادى مشقت موجب افزايش ثواب است . « 9 »
هامش
( 1 ) . پايان كلام ابن لبان .
( 2 ) . « . . . و بر دلهاشان پوششها افكندهايم تا آن را درنيابند و در گوشهاى آنها گرانى نهادهايم . . . » ( انعام : 25 )
( 3 ) . « و گفتند : دلهاى ما از آنچه ما را بدان مىخوانى در پوششهايى است و در گوشهاى ما سنگينى و گرانى است . . . » ( فصلت : 5 )
( 4 ) . « و گفتند دلهاى ما در پوشش است . . . » ( بقره : 88 )
( 5 ) . « چشمها او را در نيابد . . . » ( انعام : 103 )
( 6 ) . « از پروردگار خود كه بر فراز آنها است مىترسند . . . » ( نحل : 50 )
( 7 ) . « خداى رحمان بر عرش برآمده است . » ( طه : 5 )
( 8 ) . شورى : 11
( 9 ) . تفسير الكبير ، فخر رازى ، جزء هفتم : 183 و الإتقان ، سيوطى ، 290 : 34 ، 33 .