تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 893

مساهمون:

ص٨٩٣
تشبيه است و شباهت خدا به انسان بنا به دلايل قطعى محال است . همچنين ، مراد او از جملهء « كيفيت آن مجهول است » اين است كه تعيين مراد و مقصود شارع بر ما مجهول است و هيچ دليلى بر آن نداريم و قدرت دست‌يابى به چنين دليلى نيز وجود ندارد . جملهء « پرسيدن از آن بدعت است » نيز يعنى استفسار و اهتمام در تعيين مراد شارع با اين اعتقاد كه خداوند چنين كارى را تشريع فرموده بدعت است ؛ زيرا اين كار ابداع و اختراع و نهادن چيزى تازه در دين است و مخالف آن چيزى است كه شارع ما را بدان راهنمايى كرده كه همانا مقدم داشتن محكمات و عدم پيروى از متشابهات است ، و كيفر بدعت‌گذار جز اين نيست كه طرد شود و از مردم دور گردد تا بيم فتنه‌انگيزى وى در ميان مردم نرود ، زيرا فردى بدكار و شوم است . بدين ترتيب راز سخن مالك كه به آن مرد گفت گمان دارم مرد بد و شومى باشى . او را از نظر من دور سازيد روشن مىشود . ابن الصلاح مىگويد : ممشاى پيشواى امت و بزرگان و سروران مسلمانان همين بوده است و امامان و رهبران دينى نيز همين راه را برگزيدند و امامان و بزرگان علم حديث نيز بدان فرا خواندند ، و هيچ‌يك از متكلمان اهل سنت از پيروى از اين شيوه سرباز نزد . « 1 » عقيدهء دوم عقيدهء عالمان خلف است كه مذهب « مؤوّله » ناميده مىشود . صاحبان اين عقيده بر دو گروه‌اند : گروهى صفات مذكور را به صفات سماعى ، كه معناى دقيق آن مجهول اما به هر حال وصف خداوند هستند ، تأويل مىكنند ؛ و آنها را افزون بر صفات ديگر خداوند مىدانند كه داراى معناى مشخص و معلومى هستند . اين عقيده به ابو الحسن اشعرى نسبت داده شده است . گروهى ديگر صفات مذكور را به صفات يا معانيى معلوم كه به طور دقيق براى ما روشن است تأويل مىكنند . « 2 » در نتيجه لفظ اين‌گونه متشابهات كه معناى ظاهرى محال دارد بر معنايى كه از نظر لغوى جايز و از نظر عقلى و شرعى شايستهء خداوند است حمل مىشود . اين نظر به ابن برهان « 3 » و جماعتى از متأخران منسوب است . سيوطى مىگويد :
هامش
( 1 ) . أقاويل الثقات ، مرعى بن يوسف كرمى : 66 ؛ البرهان ، زركشى ، ج 2 : 208 . ( 2 ) . - البرهان ، زركشى ، ج 2 : 208 . ( 3 ) . احمد بن علىّ بن برهان شافعى ، ابو الفتح ( 499 - 518 ) . از جمله آثار اوست البسيط ، الوجيز ( سير أعلام النبلاء ، 19 : 456 ) .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 893 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين