مىساخت و اين امر خود باعث مىشد كه پيروان مذاهب ديگر از تأمل و انديشه در قرآن دورى گزينند . اما وجود محكم و متشابه در قرآن موجب مىشود كه پيرو هر مذهبى طمع كند كه در آن چيزى در تأييد عقيده خود بيابد ، و لذا ناگزير از تدبر در قرآن مىشود . و اگر صاحب عقيده باطنى در قرآن به دقت تدبر كند ، اين امكان وجود دارد كه از نظر خود دست بدارد و به حق نايل آيد . « 1 »
علاوه بر اين پنج حكمت ، مطالبى كه در بحث راجع به فواتح سورهها و رفع شبههها از آن در جلد اول همين كتاب مطرح كرديم از حكمتهاى وجود اين نوع متشابه در قرآن به شمار مىآيد .
حكمتهاى متشابهات نوع دوم و سوم
از وجود متشابهات نوع دوم و سوم در قرآن نيز 5 حكمت بر ما آشكار مىگردد .
1 . تأكيد بر اعجاز قرآن . زيرا وجود هر نوع پوشيدگى در چيزى به گونهاى كه به متشابه شدن آن منجر گردد عامل مهمى در بلاغت و رسيدن آن به بالاترين مراتب ويژگىهاى بيانى است . اگر به شرح و بسط اين نكته بپردازيم ، كلام به درازا مىكشد و از محدوده بحث خارج شده وارد عرصه علوم بلاغت و ويژگىها و اسرار ايجاز و اطناب و مساوات و تقديم و تأخير ، ذكر و حذف ، حقيقت و مجاز ، و نظاير آن خواهيم شد .
2 . آسان شدن به خاطر سپردن قرآن و محافظت از آن . زيرا در قرآن هريك از وجوه سابق الذكر كه مستلزم پوشيدگى و خفا هستند ، علاوه بر معناى مستفاد از اصل كلام ، بر معانى اضافى فراوان دلالت دارند . و اگر قرار بود كه اين معانى ثانوى فراوان به صورت الفاظ بيان شود ، حجم قرآن از مجلدهاى متعدد و بزرگ فراتر مىرفت ، و در نتيجه به خاطر سپردن و محافظت از آن غير ممكن مىشد .
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
« 2 » . و اين چنين قارى قرآن به ظرافت اين كتاب و اسلوب بلند و برتر قرآن و شگفتى و لذتى كه خواننده را به قرائت آن برمىانگيزد و به حفاظت و به خاطر سپردن آن تحريض و تشويق مىكند پى مىبرد .
3 . امام فخر رازى حكمت سوم را چنين بيان مىدارد :
هر وقت متشابهات در ميان آيند ، وصول به حق دشوارتر و مشكلتر مىشود ، و
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . كهف : 109