4 . ارائه دليل بر ناتوانى و جهالت انسان ، علىرغم زيادى استعداد و فراوانى علم و آگاهى وى . و ارائه شاهدى بر قدرت خارقالعاده خداوند و اينكه تنها اوست كه علم وى بر همه چيز احاطه دارد و خلق به هيچچيز از علم او آگاهى ندارند مگر به اذن و اجازه او ، در اينجا بنده به خضوع و خشوع درمىآيد و از كبر و غرورش كاسته شده فروتنى مىكند و آنچه را كه ملائك ديروز مىگفتند او نيز تكرار مىكند كه :
« . . . سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ »
« 1 » عارفى مىگويد :
همچنانكه بدن به عبادت آزمايش مىشود ، عقل نيز با اعتقاد به حقانيت متشابه آزمايش مىشود . مانند حكيمى كه به هنگام نوشتن كتابى بعضا مواردى را به اجمال مىگذارد تا عامل و مايهاى براى خضوع شاگرد در برابر استادش باشد [ عقل نيز با ملاحظه متشابهات و اجمال و ابهام آيات در برابر خداوند خاضع مىگردد ] و يا مانند پادشاهى كه علامتى را برمىگزيند و كسى را كه بر سرّ خويش آگاهش ساخته بدان علامت ممتاز مىگرداند . گفتهاند اگر عقل كه شريفترين عضو بدن است امتحان نمىشد ، دانشمند تحت تأثير عظمت علم بر تمرد و عصيان باقى مىماند . لذا با اين آزمون عقل به خوارى و زبونى عبوديت انس مىگيرد . و متشابه همان چيزى است كه عامل و مايه فروتنى و كوچكى عقول در برابر خالق خويش و تسليم و معترف به ناتوانى خود مىشود .
ازاينرو آيه مورد نظر [ آيه هفت سورهء آل عمران ] به جمله
« . . . وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ »
پايان يافته تا طعنى براى بيماردلان و مدحى از استواران در علم باشد . معناى عبارت پايانى آيهء مذكور اين است كه هركس متذكر نشد و نپذيرفت و با هواى نفس مخالفت نكرد عاقل و خردمند نيست . ازاينرو راسخان و استواران در علم مىگويند :
« رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
« 2 » و در واقع ، پس از پناه بردن به پروردگارشان از بيمارى نفس و دل ، از او مىخواهند علم لدنى برايشان نازل فرمايد . « 3 »
5 . حكمت پنجم در كلام فخر رازى آمده است :
اگر قرآن به طور كامل مركب از آيات محكم بود ، تنها با يك مذهب منطبق مىشد و به صراحت بطلان همه مذاهب مخالف و مغاير خود را آشكار
هامش
( 1 ) . « . . . پاكى تو راست ما را دانشى نيست مگر آنچه به ما آموختهاى و تويى داناى با حكمت . » ( بقره : 32 )
( 2 ) . « پروردگارا ، دلهاى ما را پس از آنكه ما را راه نمودى ، از راستى به كژى مگردان و ما را از نزد خود بخشايشى ارزانى دار كه تويى بسيار بخشنده » ( آل عمران : 8 )
( 3 ) . تفسير الكبير ، فخر رازى ، ج : 184 .