12 -
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ . . . »
« 1 » گفتهاند
« وَ لَا الشَّهْرَ الْحَرامَ »
به اطلاق آيهء
« . . . وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً . . . »
« 2 » نسخ شده . در اين باره پيشتر سخن رفته است و گفتهايم كه حق آن است كه نسخى در كار نيست .
13 -
« . . . فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ . . . »
. « 3 » اين آيه به وسيلهء آيهء
« وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ . . . »
« 4 » نسخ شده است . همچنين ، گفته شده در اين مورد نسخى رخ نداده ، و آيه تكميلكنندهء آيهء اول است ؛ زيرا پيامبر ( ص ) بنا بر آيهء اول مخير شده ميان
هامش
قوت خود باقى است . جلد و رجم حكم ديگرى است كه براى تأديب و حد شرعى مرتكبان آن تشريع شده است . در اين صورت اگر مرتكب فاحشه بر اثر جلد و رجم جان سپرد ، ديگر وجوب حبس در بيوت منتفى مىشود . و منظور از آيهء« الَّذانِ يَأْتِيانِها مِنْكُمْ »عمل زشت لواط است زيرا لفظ فاحشه كه در آيهء اول به تصريح و در آيهء دوم به اضمار آمده است ظهورى در خصوص زنا ندارد ؛ كما اينكه در قرآن بر لواط و سحق نيز اطلاق شده است ، از جمله در آيهء« إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ »( عنكبوت : 28 ) مضافا بر اين كه فاعل فاحشه در آيهء اول « نسائكم » ذكر شده ، و در آيهء دوم با موصول تثنيه مذكر از آن ياد شده است . همچنين عبارت« فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا »در آيهء اول بيانگر آن است كه زنانى كه مرتكب فاحشه مىشوند در منازل حبس شوند تا اينكه بميرند يا خداوند براى ايشان راهى قرار دهد . طبيعى است كه آن راه نمىتواند جلد و رجمى باشد كه به مراتب سختتر از حبس است ؛ بلكه منظور فراهم آمدن شرايط و مسائلى نظير توبه ، ازدواج و نظاير آن است كه موجب مىگردد ديگر به چنين عمل زشتى مبادرت نورزند و نيازى به ادامه حبس تا مرگ نباشد در آيهء دوم نيز مجازات لواط به اجمال ذكر و از آن به أذى تعبير شده كه حكم لواط مبين آن است .
اما آيهء جلد« الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي »و حديث « خذوا عنى الثيب ترجم و البكر تجلد و تنفى » در مقام بيان حكم زناست و ربطى به آيات سورهء نساء ندارد با اين تفسير كه مفيد به ظهور و دلالت الفاظ است ، تعارض ميان آيات مورد بحث و آيهء جلد و حكم رجم از بين مىرود و نيازى به تمسك به نسخ كه خلاف اصل است وجود ندارد اين نظر از ابو مسلم اصفهانى نقل شده است و آيت اللّه خويى آن را پذيرفته و فخر رازى نيز با عبارت « و اللّه اعلم » در برابر آن سكوت كرده است . براى اطلاع بيشتر در اين زمينه - التفسير الكبير ، فخر رازى ، ج 9 : 186 ؛ النسخ فى القرآن الكريم ، مصطفى زيد ، ج 2 : 828 - 837 ؛ البيان فى تفسير القرآن ، آيت اللّه خويى : 310 - 313 ؛ الميزان علامه طباطبايى ، ج 4 : 233 - 236 ؛ التمهيد ، معرفت ، ج 2 : 307 - 310 .
( 1 ) . « اى كسانى كه ايمان آوردهايد [ شكستن حرمت ] نشانههاى خدا - مناسك حج - را روا داريد و نه [ شكستن حرمت ] ماه حرام . . . » ( مائده : 2 )
( 2 ) . « . . . و با همه مشركان بجنگيد . . . » ( توبه : 36 )
( 3 ) . « . . . پس اگر نزد تو آيند ، ميانشان داورى كن يا از آنان روى بگردان . . . » ( مائده : 42 )
( 4 ) . « و اينكه ميان آنان بدانچه خدا فروفرستاده حكم كن » ( مائده : 49 )