منشأ اشتباه افراطگرايان
مىتوان عوامل اشتباه اينان را در پنج چيز خلاصه كرد :
1 . گمان اينكه هرچه بنا به علتى تشريع شد و سپس علت از بين رفت ، منسوخ به شمار مىآيد . بنا بر همين تصور ، آياتى را كه مسلمانان را در ايام ضعف و قلت شمار به صبر و تحمل در برابر آزار كافران دعوت مىكند ، به وسيلهء آيات قتال منسوخ مىدانند . حال آن كه آيات مذكور منسوخ نيست ؛ بلكه از جمله آياتى است كه احكامشان بر مدار اسباب و علل خود دور مىزند . خداوند در ايام ضعف و قلت مسلمانان ، به دليل همين ضعف و قلت ، آنان را به صبر و عدم جنگ فرمان مىدهد . سپس در دوران قوت و كثرت جمعيت مسلمانان ، به دليل همين قدرت و كثرت ، ايشان را به جهاد دستور مىدهد . خوانندهء محترم نيك مىداند كه حكم در وجود و عدم خود داير مدار علت خويش است ؛ و منتفى شدن حكم به دليل منتفى شدن علت آن نسخ به شمار نمىآيد ؛ زيرا حكم وجوب تحمل به هنگام ضعف و قلت و حكم وجوب جهاد و دفاع به هنگام قدرت و كثرت پيروان ، همواره تا روزگار حاضر به قوت خود باقى است .
2 . توهم اين نكته كه ابطال احكام و عادات جاهليت به وسيلهء اسلام از قبيل نسخ حكمى به وسيلهء حكمى ديگر در محدودهء احكام اسلامى است . به عنوان مثال باطل كردن حكم ازدواج زنان با پدران ، محدود ساختن عدد طلاق به سه نوبت ، محدود ساختن همسران در چهار عدد را كه در زمان جاهليت هيچ حدى نداشته است ، نسخ تلقى كردهاند . در حالى كه اينها از موارد نسخ به شمار نمىآيد ، زيرا نسخ به معنى برداشتن حكمى شرعى است . و مثالهايى كه ذكر مىكنند و نظاير آن برداشته شدن امورى مبتنى بر برائت اصلى توسط اسلام است . و اصل برائت اولى حكمى عقلى است نه شرعى .
3 . مشتبه كردن مقولهء نسخ و تخصيص . مانند آياتى كه به وسيلهء استثنايى و يا غايتى تخصيص مىشوند . از جمله آيهء
« وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ . أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ . إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا . .
. » « 1 » و يا آيهء
« . . . فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ . .
. » « 2 » [ كه از نظر
هامش
( 1 ) . « شاعران را گمراهان پيروى مىكنند . مگر نديدهاى كه آنان در هر واديى سر در نهند و سرگشته مىروند و مىگويند آنچه نمىكنند ؛ مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك و شايسته كرده و خداى را بسيار ياد كردند و پس از آنكه ستم ديدند كين ستاندند . . . » ( شعراء : 224 - 227 )
( 2 ) . « . . . پس درگذريد و چشم بپوشيد تا خدا فرمان خود بيارد . . . » ( بقره : 109 )