مؤلفة القلوب از زكات به دليل از بين رفتن علت آن اسقاط شد . سوم آنكه اجماع مذكور بر فرض صحت ، ناگزير از داشتن مستند است ؛ در نتيجه ناسخ همان مستند خواهد بود ، نه خود اجماع .
ديدگاه عالمان در ناسخ و منسوخ
ديدگاه عالمان در مقولهء ناسخ و منسوخ مختلف است . برخى به حد اقل اكتفا كردهاند .
برخى طريق ميانه گزيدهاند . و برخى به افراط گراييدهاند .
حد اقلىها همانها هستند كه تلاش مىكردند از مطلق نسخ خود را برهانند و در اين مسير همهء موارد را به تخصيص و مانند آن تأويل كنند ، مانند ابو مسلم و همفكران او . پيش از اين آراء اين گروه را تبيين كرديم .
ميانهروها كسانى هستند كه به نسخ در حدود معقول آن معتقدند . اينان نه همچون ابو مسلم و امثالش مطلق نسخ را نفى مىكند ؛ و نه همانند افراطگرايان ، بىدليل دامنهء آن را گسترده مىسازند ؛ بلكه از موضع ضرورت به نسخ مىنگرند ؛ ضرورتى كه وجود تعارض حقيقى ميان ادله و تقدم و تأخر ميان آنها آن را اقتضا مىكند .
افراطگرايان كسانى هستند كه متكلفانه بر نسخ مىافزايند ؛ و بنا بر شبهههاى باطل آنچه را نيز نسخ نيست بر آن وارد مىسازند . از جمله ايشان است : ابو جعفر نحاس ، در كتابش به نام الناسخ و المنسوخ ؛ هبة اللّه بن سلامة « 1 » ، ابو عبد اللّه محمد بن حزم « 2 » . ايشان كتابهايى در موضوع نسخ نوشته و در آن به خطا از آيات بسيارى به عنوان ناسخ و منسوخ ياد كردهاند . منشأ اين افزونسازى آن است كه ايشان فريفتهء اخبار منقول از پيشينيان مبنى بر ناسخ بودن و منسوخ بودن فلان آيه شدهاند ؛ و از نظرشان دور مانده است كه منظور عالمان گذشته از نسخ نه معناى اصطلاحى آن ، بلكه معنايى اعم از آن شامل امورى نظير بيان مجمل ، مقيد ساختن مطلق ، و امثال آن بوده است .
هامش
( 1 ) . هبة اللّه بن سلامة ، ابو القاسم ( 410 ه . ق ) مقرى ، نحوى و مفسر ، از آثار اوست : كتاب التفسير ، الناسخ و المنسوخ من كتاب اللّه عز و جل . ( طبقات المفسرين ، داودى 2 : 247 )
( 2 ) . محمد بن حزم ابو عبد اللّه ( 320 ه . ق ) محدث اندلسى . كتاب وى به نام الناسخ و المنسوخ اولين بار در سال 1303 ه . ق در هامش تفسير جلالين در مصر منتشر شد . همچنين اين كتاب به صورت مستقل به تحقيق دكتر عبد الغفار سبحان بغدادى از سوى دار الكتب العلمية در بيروت به چاپ رسيده است .