حكمت تربيت بندگان در طاعت و خوگرفتن به امتثال امر خداوند و اثبات حسن نيت ايشان نهفته است . گويى كه در اين حالت آنچه بدان امر شده است همان مقدمات پيش از فعل است ، نه نفس فعل . زيرا فعل پيش از امكان امتثال آن نسخ شده است . اما البته بندگان در واقع به انجام دادن خود فعل فرمان يافتهاند ، چون اراده بر انجام رساندن آن دارند ؛ و فراهم آوردن مقدمات فعل تنها پس از فرمان انجام گرفتن فعل صورت مىگيرد .
( تأمل شود )
شبههء چهارم
مىگويند استدلال به داستان ابراهيم و فرزندش و ماجراى ذبح پذيرفته نيست ، زيرا ابراهيم حكم را در خواب ديد و تصور كرد كه به ذبح فرزندش فرمان يافته است ، و در واقع به اين كار امر نشده بود .
پاسخ
پاسخ مىدهيم كه رؤياى پيامبران وحى حق است ، نه باطل در آن راه دارد ، نه توهم . وحى با خود اين علم ضرورى را براى وحىگيرنده به همراه دارد كه آنچه به وى وحى شده حق است ، چه شيطان بر انبيا متمثل نمىشود و نه در خواب و نه در بيدارى برايشان تسلط ندارد . چه كسى است كه عقل خود را كنار نهد و خود را به نادانى بزند و تصديق كند كه سالخوردهاى به والامقامى ابراهيم خليل دچار تخيلى فاسد شده و بنا بر توهمى خواسته به بزرگترين گناهان ، يعنى كشتن فرزند خود و قربانى كردن پاره جگرش ، اقدام كند ؟ آن هم پس از اينكه خداوند به او بشارت داد كه اسماعيل جوانى بردبار خواهد بود ، و در دوران پيرى و از كارافتادگى وى را به او ارزانى داشت و بشارت خود را عملى كرد ، و كودك رشد كرد و بزرگ شد و با پدر ميان صفا و مروه سعى مىكرد و ابراهيم او را كه در حال سعى بود مىنگريست و چشمش روشن مىگشت و قلبش طراوت و شادابى مىيافت .
مىگويند بر فرض كه خواب ابراهيم حق باشد ، اما وى به قربانى كردن فرزندش مأموريت نيافت ، بلكه صرفا به قصد و اراده اجراى حكم دستور يافت تا به صبر در اين اراده امتحان شود . بدون شك او با تلاشى كه كرد - و قرآن آن را ترسيم كرد - واقعا