تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
كند ، اما پيش از آنكه امكان امتثال امر و اجراى ذبح بيابد ، خداوند او را به فديه ندا مىدهد . بسيار بعيد بلكه محال مىنمايد كه ابراهيم پيش از اين ندا فرصتى داشته كه مىتوانسته فرمان خدا را انجام دهد اما آن را از دست داده باشد ، تا اينكه گفت شود نسخ به وسيلهء فديه پس از فراهم آمدن امكان امتثال امر واقع شده است . بنابراين ، ثابت مىشود كه فرمان ذبح اسماعيل پيش از فراهم آمدن امكان امتثال امر به وسيلهء فديه نسخ شده است و وقوع چنين نسخى خود يكى از دلايل و بلكه قوىترين دليل بر جواز آن است . دليل دوم ( قايلان به وقوع نسخ حكمى پيش از توانايى بر اداى آن ) اين است كه به موجب آن در سنت مطهر آمده است ، خداوند در شب معراج بر پيامبر و امتش در هر شبانه روز پنجاه نماز واجب فرمود . و بعد از نه بار آمدن و بازگشتن پيامبر ميان پروردگارش و موسى ( ع ) ، در همان شب خداوند چهل و پنج عدد آن را نسخ كرد « 1 » . روشن است كه اين نسخ كه در آن نه بار آمدن و برگشت اتفاق افتاد پيش از آن بود كه پيامبر و
هامش
( 1 ) . صحيح البخارى ، كتاب الصلاة ، باب 1 و كتاب الأنبياء ، باب 5 ، صحيح مسلم ، كتاب الإيمان باب 74 : ح 163 ( 259 و 263 ) . حديث مذكور روايت مفصلى است كه مسلم و بخارى آن را به طرق و مضامين متفاوت نقل كرده‌اند . خلاصه حديث طبق يكى از نقل‌ها چنين است : در شب معراج پيامبر با براق از مكه به بيت‌المقدس آمد . جبرئيل با ظرفى از شراب و ظرفى از شير نزد او آمد و پيامبر ظرف شير را انتخاب كرد . سپس به همراه جبرئيل به آسمان‌ها رفت و در هر آسمان ( تا آسمان هفتم ) پيامبرى را ملاقات كرد تا به سدرة المنتهى رسيد و در آنجا خداوند در هر شبانه روز پنجاه بار نماز را بر مسلمانان واجب ساخت . پيامبر در بازگشت به موسى رسيد و او را از امر خداوند آگاه ساخت . موسى گفت امت تو توان انجام چنين حكمى ندارد . نزد خداوند بازگرد و طلب تخفيف كن . و اين ماجرا نه بار تكرار شد و در هر بار خداوند 5 نماز را از تعداد اوليه كاست تا حكم واجب به پنج نماز در شبانه‌روز كاهش يافت . باز موسى اصرار كرد ، اما پيامبر كه از خداوند شرم داشت براى تخفيف بيشتر رجوع نكرد . هر چند طرق روايى اين حديث نزد اهل سنت صحيح است ، اما زياده و نقصان در نقل‌هاى آن و نيز ذكر امورى سخيف نظير تعارف كردن شراب به پيامبر توسط جبرئيل و يا وصف خصوصيات و اندازه برگ‌هاى درخت سدرة المنتهى و . . . به روشنى حكايت از جعلى بودن آن دارد . محمود ابو ريّه دربارهء اين حديث مىنويسد : « گويى خداوند به هنگام واجب ساختن نماز بر مسلمانان از ميزان قدرت بندگانش در انجام آن آگاه نبود ؛ و نيز محمد ( ص ) كه به رسالت عامهء مردم برگزيده شده بود ، نمىدانست آيا كسانى كه به سوى آنان مبعوث شده توان انجام چنين واجبى را دارند يا خير ، تا آنكه موسى وى را آگاهى بخشيد . » ( أضواء على السنة المحمدية ، محمود ابو ريّه : 162 ، موسسة الأعلمى للمطبوعات ، بيروت ، لبنان ) .