بر گردن ايشان سنگينى مىكرده امت محمدى را معاف فرموده است . اين حقيقت نافى آن نيست كه در شريعت اسلامى برخى از احكام سختتر از برخى ديگر باشند ؛ و يا خداوند در اين شريعت حكم آسانترى را با حكم سختترى ، كه البته در سختى و شدت به پاى احكام رايج در جوامع گذشته نمىرسد ، نسخ كند . لذا وعدهء خداوند به آسانگيرى بر اين امت حق است ، و نسخ حكمى به وسيلهء حكم سنگينتر از جانب او نيز حق است . خلاصهء اين پاسخ آن است كه دشوارى بعضى از احكام اسلامى در مقايسه با بعضى از احكام ديگر است ؛ اما در مقايسه با احكام شرايع ديگر ، احكام اسلامى قطعا سادهتر است .
شبههء سوم
ايشان همچنين مىگويند خداوند متعال مىفرمايد :
« . . . يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ . .
. » « 1 » و نيز مىفرمايد :
« يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ . .
. » « 2 » حال آنكه در منتقل ساختن ما از تكليفى سادهتر به حكمى سختتر هيچگونه تسهيل و آسانسازى وجود ندارد .
پاسخ
اولا ، اين دو آيه نهايتا بر اين دلالت دارند كه احكام شرعى همگى ذاتا آسان و سهل هستند ؛ و علىرغم تفاوتهايى كه دارند و برخى نسبت به برخى ديگر سختتر هستند ، براى مكلفان موجد هيچ دشوارى نيست .
ثانيا ، اگر مفهوم آيه بر اساس برداشت ايشان تسهيل و آسانگيرى مطلق باشد ، اين مفهوم با اصل تكليف تناقض دارد . زيرا تكليف يعنى ملزم ساختن به چيزى كه در آن مشقت وجود دارد .
ثالثا ، نص اول يعنى
« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ »
با توجه به آيات قبل و بعد در سياق خاص آمده ؛ و منظور از آن اجازه دادن به مريض و مسافر در خوردن روزه و به جاى آوردن قضاى آن در زمانى ديگر است . بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود :
هامش
( 1 ) . « . . . خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد . . . » ( بقره : 185 )
( 2 ) . « خدا مىخواهد كه بارتان را سبك كند . . . » ( نساء : 28 )