بود ، و سپس نسخ اين تخيير به وسيلهء حكم وجوب روزه بر فرد سالم و غير مسافر به صورت تعيين و الزام .
شبهههاى مخالفان نسخ با جانشين سختتر و پاسخ آن
آنچه گذشت رأى جمهور بود . اما گروهى طريق تفرقه گزيدند و اين نوع نسخ را از نظر عقلى جايز ندانستند . و گروهى ديگر به افراط گراييده وقوع آن را از نظر نقل نيز انكار كردند . هر دو گروه در اثبات نظر خود به آنچه قبلا گذشت استناد كردهاند . اما ما به مطالب گذشته اكتفا نمىكنيم و شبهات ايشان را عرضه مىداريم و بدان پاسخ مىگوييم ، تا نه خواننده محترم و نه هيچكس ديگر فريب شبهات ايشان را نخورد .
شبههء اول
مخالفان امكان عقلى اين نوع از نسخ مىگويند مكلف ساختن بندگان از جانب خداوند ضرورتا بايد به دليل مصلحتى باشد كه به بندگان بازمىگردند نه به خداوند ؛ و محال است كه چنين تكليفى به دليل امرى غير از مصلحت صورت پذيرد . در غير اين صورت ، خداوند كارى عبث كرده است . همچنين ، محال است كه اين تكليف به دليل مصلحتى باشد كه به خود او راجع است ، زيرا خداوند متعال از همهء مخلوقات خويش بىنياز است . حال اگر تكليف تنها به مصلحت بندگان راجع است ، لزوما بايد به گونهاى باشد كه ايشان را به فرمانبردارى ترغيب و دعوت كند . اما در واداشتن بندگان به ترك حكمى آسان و عمل به حكمى سختتر انگيزه و تشويقى به فرمانبردارى وجود ندارد ، بلكه برعكس چنين اقدامى آنان را به اطاعت بىرغبت مىسازد و موجب اجتناب ايشان از انجام واجب مىشود ؛ و هر عملى كه به اين نتيجه بينجامد صدورش از خداوند عقلا محال است .
پاسخ
اولا ، اين سخن سفسطهاى رسوا و مغالطهاى آشكار است . اين افراد يا كورند ؛ يا در مشاهدهء حقايق موجود در شرع كه بندگان را عملا از احكام ساده به انجام احكام سختتر منتقل مىسازد خود را به كورى زدهاند . پيشتر در اين زمينه نمونههايى