تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩

پاسخ

در پاسخ مىگوييم ادعاى ملازمهء نسخ حكم و بقاى تلاوت با چنان مشتبه ساختن و گرفتار كردن زمانى صحيح است كه خداوند دليلى بر نسخ آشكار نسازد . اما وقتى دلايلى بر اين نسخ ارائه كرد ، ديگر نه نادان عذرى دارد و نه جايى براى غلتيدن به اشتباه و عقيدهء فاسد هست . زيرا همان كسى كه با نزول آيه حكم اول را تشريع و اعلام كرده ، با نزول ناسخ نسخ آن را اعلام داشته است .
« قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ »
« 1 » خداوندا ، اى پروردگار عالميان ، به هدايت خود ما را هدايت فرما ، چرا كه هيچ هدايت‌كننده‌اى جز تو نيست .
« . . . وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ »
. « 2 »

شبههء چهارم

مىگويند آيه بيانگر حكم است ؛ لذا اگر تلاوت آن نسخ شود ، قطعا اين نسخ مشعر بر آن خواهد بود كه حكم نيز رفع شده است ؛ و اين نكته امر را به مكلف مشتبه ساخته وى را به عقايد فاسد گرفتار مىسازد .

پاسخ

اين لوازم باطل زمانى قابل تصور است كه شارع دليلى بر نسخ تلاوت و بقاى حكم آشكار نسازد . اما شارع دليل نسخ تلاوت و بقا و استمرار حكم را آشكار كرده است . مانند نسخ تلاوت و بقاى حكم رجم زناكاران محصن « 3 » . بنابراين ، شارع نه چيزى را بر بنده مشتبه كرده و نه او را به عقايد فاسد گرفتار ساخته است .

شبههء پنجم

مىگويند نسخ تلاوت و بقاى حكم كار عبثى است كه شايسته شارع حكيم نيست ، زيرا از جمله اعمالى است كه هيچ فايده‌اى بر آن متصور نيست .
هامش
( 1 ) . « بگو : حجت رسا خداى راست . پس ، اگر مىخواست همه شما را راه مىنمود . » ( انعام : 149 ) ( 2 ) . « . . . هر كه را خدا گمراه كند او را هيچ راهنمايى نباشد . » ( رعد : 33 ) ( 3 ) . دربارهء نسخ اين حكم بعدا سخن خواهيم گفت .