گفتيم نظر رايج و مقبولى است كه نفس را آرام مىسازد و دليل و برهان نيز آن را تأييد مىكند . البته گروهى با اين نظر مخالفند كه فاقد وزن و اعتبار علمى هستند . لذا از طرح نظر ايشان صرفنظر مىكنيم .
و ليس كل خلاف جاء معتبرا * الاخلاف له حظ من النظر « 1 »
نكته ديگرى كه به مطالب سابق الذكر مربوط مىشود اين است كه امورى كه گفتيم نسخ شامل آنها نمىشود در همهء اديان صادق است . اديان در عقايد ، مبانى اخلاقى ، اصول عبادات و معاملات ، و نيز اخبار محض صحيحى كه هرگز نسخ و نقض نمىپذيرند متحدند . اگر خواننده در اين مورد طالب دليلى باشد ، آيات قرآنى ذيل كفايت مىكند .
1 .
« شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ . .
. » « 2 »
2 .
« وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ »
« 3 »
3 .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ . .
. » « 4 »
4 .
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ »
« 5 »
5 .
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »
« 6 »
6 .
« وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ
هامش
( 1 ) . نه هر سخن مخالفى معتبر است / مگر سخن خلافى كه بهرهاى از نظر دارد .
( 2 ) . « براى شما از دين چيزى را مقرر كرد كه نوح را بدان سفارش كرده بود و نيز آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه ابراهيم و موسى و عيسى را به آن سفارش كرديم كه اين دين را برپاداريد و در آن پراكندگى و اختلاف نكنيد . . . » . ( شورى : 13 )
( 3 ) . « و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر آنكه به او وحى كرديم كه خدايى جز من نيست ، پس تنها مرا بپرستيد » ( انبياء : 25 )
( 4 ) . « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، بر شما روزه نوشته شد ، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بودند نوشته شد . . . » ( بقره : 183 )
( 5 ) . « و در ميان مردمان به حج آواز ده ، تا پياده و سوار بر شتران باريك ميان سبكرو از راههاى دور سوى تو آيند » ( حج : 27 )
( 6 ) . « و خبر دو فرزند آدم را بر آنان به درستى بخوان كه چون قربانى كردند از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد . [ قابيل به برادر ] گفت : هرآينه تو را خواهم كشت . [ هابيل ] گفت : جز اين نيست كه خدا از پرهيزگاران مىپذيرد » ( مائده : 27 )