تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
صحيحى بر تأخر يكى بر ديگرى اقامه شود ، كه در اين صورت دليل سابق منسوخ و دليل لاحق ناسخ خواهد بود . ما براى شناخت تقدم و تأخر احكام سه‌راه داريم : راه اول آنكه در يكى از دو نص نكته‌اى وجود داشته باشد كه بيانگر تأخر باشد . مانند آيهء
« أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ »
« 1 » و آيهء
« الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ »
« 2 » و اين حديث شريفه : « كنت نهيتكم عن زيارة القبور ، ألا فزوروها و لا تقولوا هجرا » « 3 » . دوم آنكه امت در مقطعى از زمان بر تقدم يكى از دو نص متعارض و تأخر ديگرى اجماع كرده باشد . سوم آنكه از يكى از صحابه به طريق صحيح روايتى مبنى بر تقدم يكى از دو نص متعارض و تأخر ديگرى نقل شده باشد . مانند اينكه بگويد اين آيه بعد از آن آيه نازل شد . يا اين آيه قبل از آن آيه نازل شد . يا بگويد اين آيه فلان سال نازل شد و تقدم نزول آيه‌اى كه با آن تعارض دارد براى همه روشن بود ؛ و يا همه از تأخر آن بر آيه متعارض با آن اطلاع داشتند . اما گفته صحابى مبنى بر اينكه اين آيه ناسخ و آن آيه منسوخ است ، بر خلاف نظر ابن حصار « 4 » ، دليلى بر نسخ شمرده نمىشود ؛ زيرا مىتوان احتمال داد كه گفته مذكور اجتهاد وى باشد و او در اين اجتهاد و تعيين تقدم و تأخر خطا كرده باشد .
هامش
( 1 ) . « آيا ترسيديد كه پيش از راز گفتن خود صدقه بدهيد ؟ پس چون نكرديد و خدا هم بر شما بازگشت ، پس نماز را برپاداريد و زكات بدهيد و خدا و پيامبر او را فرمان بريد ، و خدا بدانچه مىكنيد آگاه است » ( مجادله : 13 ) ( 2 ) . « اكنون خدا بار شما را سبك كرد و دانست كه در شما سستى و ناتوانى هست ، پس اگر از شما صد تن شكيبا باشد ، بر دويست تن چيره شوند . و اگر از شما هزار تن باشند ، بر دو هزار تن چيره شوند به خواست خدا ؛ و خدا با شكيبايان است » ( انفال : 66 ) ( 3 ) . « پيش از اين شما را از رفتن بر سر قبور منع مىكرده‌ام . پس اكنون به زيارت آنها رويد و از گفتن ناروا بپرهيزيد » . الموطأ مالك ، ضحايا : 8 ، حديث اول زيارت قبور ؛ سنن الترمذى كتاب الجنائز ، باب 60 : ح 1054 ؛ سنن ابى داود ، كتاب الجنائز ، باب فى زيارة القبور ؛ سنن النسائي ، كتاب الجنائز ، باب 100 : ح 1921 ؛ سنن ابن ماجة كتاب الجنائز ، باب 47 : ح 1571 ( با اندكى اختلاف در لفظ ) . ( 4 ) . منظور مؤلف ، ابو الحسن حصار است ؛ براى اطلاع از نظر حصار - معترك الأقران ، سيوطى ، ج 1 : 123 و 124 .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 787 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين