تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
ابو مسلم وقوع چيزى را كه ما آن را نسخ مىناميم منكر نيست ؛ اما از اطلاق اين نام بر آن خوددارى كرده تخصيصش مىنامد « 1 » . ابو مسلم به آيهء
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
« 2 » احتجاج و چنين استدلال مىكند كه اين آيه مفيد آن است كه احكام قرآن هيچ‌گاه باطل نمىشود ، حال آنكه نسخ در قرآن به معناى ابطال حكم گذشته است « 3 » . اولا ، اگر در آيهء مذكور « باطل » به معناى آيه‌اى باشد كه عمل بدان ترك شده و قرآنى بودن آن همچنان باقى است ، دليل ابو مسلم از اثبات مدعايش قاصر است . زيرا در اين صورت آيه صرفا امتناع نوع خاصى از نسخ را كه نسخ حكم و بقاى تلاوت باشد بيان مىدارد ؛ زيرا اين نوع از نسخ تنها حالتى است كه بودن آيهء متروك العمل در قرآن از آن نتيجه مىشود . آيهء مذكور با چنين تأويلى دلالتى بر امتناع نسخ توأمان تلاوت و حكم و يا نسخ تلاوت و بقاى حكم ندارد . ثانيا ، باطل در آيهء مذكور به معناى آن چيزى است كه مخالف حق باشد ، حال آنكه نسخ حق است و معناى آيه اين است كه عقايد قرآن موافق عقل و احكامش همگام با حكمت و اخبارش مطابق واقع و الفاظش مصون از تغيير و تبديل است . ممكن نيست كه در هيچ شرايطى خطا به ساحت آن راه يابد
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
« 4 » و
« بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ »
« 5 » شايد خوانندهء محترم نيز با ما هم نظر باشد كه چنين تفسيرى از آيهء مورد بحث آن را به اثبات و وقوع نسخ نزديك‌تر مىسازد تا به نفى و امتناع نسخ ، زيرا همان گونه كه ثابت كرديم حكمت اقتضا مىكند تصرفات الهى حكيمانه و مرتبط با مصلحت باشد . ثالثا ، حتى به فرض آنكه اختلاف نظر ابو مسلم با جمهور اختلافى لفظى باشد و از حدود نام‌گذارى فراتر نرود ، وى را به دليل اسائهء ادب نسبت به خداوند مؤاخذه مىكنيم كه چرا بر نظرى تأكيد مىورزد كه مبتنى بر انكار لفظى است كه خداوند آن را اختيار كرده
هامش
( 1 ) . حاشية العطار على جمع الجوامع ، ابن السبكى ، ج 2 : 122 ، دار الكتب العلمية ، بيروت . ( 2 ) . « باطل از پيش آن و از پس آن بدان راه نيابد كه فروفرستاده‌اى است از سوى [ خداى ] با حكمت و ستوده » . ( فصلت : 42 ) ( 3 ) . تفسير كبير ، فخر رازى ، ج 27 : 132 ( 4 ) . « همانا ما اين ذكر را فروفرستاديم ، و هرآينه ما نگاهدار آنيم » . ( حجر : 9 ) ( 5 ) . « و آن را به راستى و درستى فروفرستاديم و به راستى و درستى هم فروآمده است » . ( اسراء : 105 )