اعترافى است به اينكه رسالت مسيح ( ع ) ويژهء بنى اسرائيل بوده است . اما در جاى ديگر ، چنانكه در انجيل مرقس آمده است ، مىفرمايد : « به سوى همه جهانيان رويد و بندگان را به انجيل بشارت دهيد » « 1 » . بنابراين ، سخن دوم ناسخ سخن اول است .
ثالثا ، اين جمله بر فرض پذيرش صحت آن و صحت راويان آن و كتابى كه در آن اين عبارت آمده است ، بر امتناع نسخ به طور مطلق دلالت ندارد . عبارت صرفا بر امتناع نسخ حكمى از شريعت مسيح دلالت مىكند . بنابراين ، دامنهء شبههء مذكور به نحو آشكارى از مدعاى ايشان محدودتر است .
شبههء عيسويه
عيسويه ، كه يهوديان پيرو ابو عيسى اصفهانى هستند ، مىگويند هيچ راهى براى انكار نبوت محمد ( ص ) وجود ندارد ، زيرا خداوند متعال او را به وسيله معجزات پيروز فراوان تأييد كرده است ، و تورات نيز به آمدن او بشارت داده است ؛ همچنين راهى براى پذيرش عموميت رسالت او نيز وجود ندارد ، زيرا چنين اعتقادى به نسخ شريعت اسرائيل به وسيله شريعت محمد ( ص ) مىانجامد ، حال آنكه شريعت اسرائيل جاودانه است چون در تورات آمده كه « اين دين پاينده است ما دام كه آسمانها و زمين برپاست » « 2 » . لذا رسالت محمد ( ص ) تنها ويژهء عرب است . بنا بر آنچه گفته شد ، اختلاف ميان عيسويه و ديگرانى كه ذكر كرديم آن است كه ادعاى عيسويه به منع نسخ شريعت موسى به وسيلهء شريعت محمد ( ص ) محدود مىشود ، و شبههء ايشان با ادعايشان تناسب دارد . از اينكه ايشان ممنوعيت نسخ را به نسخ شريعت موسى محدود ساختهاند چنين فهميده مىشود كه نسخ شرايع ديگر را به وسيلهء يكديگر در ساير موارد از نظر نقلى جايز مىشمارند .
پاسخ ما اين است كه اولا آنچه را ايشان به عنوان دليل اقامه مىكنند همان است كه پيشتر از زبان عنانيه و شمعونيه نقل كرديم و در پنج بند از سستى و بىپايگى آن به كفايت سخن گفتيم . لذا پاسخ ما به ايشان همان پاسخهاى پنجگانهاى است ( به استثناى بند اول ) كه به شمعونيه و عنانيه داديم .
هامش
( 1 ) . انجيل مرقس ، باب 16 ، آيهء 15 .
( 2 ) . انجيل متى ، باب 5 : آيات 17 ، 18 .