حدود هشتصد و پنجاه سال از عمر ابراهيم ( ع ) را درك كرده است ، و مىدانيم كه همهء اين اخبار از نظر تاريخى باطل است . ديگر آنكه نسخههاى تورات موجود چيزهايى را دربارهء خداوند و پيامبران و فرشتگان او بيان مىدارد كه عقل آن را انكار دارد و طبع نمىپذيرد و گوش از شنيدن آن كراهت دارد . چيزهايى كه با شنيدن آنها محال است بتوان تصور كرد كه اين كتاب از نفس پاك و مؤمن بشرى صادر شده باشد ، چه رسد به اينكه به وليى يا نبيى ، يا بالاتر از آن ، به خداوند و پروردگار عالميان نسبت داده شود ! سخنانى نظير اينكه حضرت لوط ( ع ) شراب خورد تا مست شد و با دختران خود زنا كرد « 1 » ! و يا شخصى كه گوساله براى بنى اسرائيل ساخت و آنان را به عبادت آن فراخواند هارون ( ع ) برادر موسى ( ع ) بود ! باز از دلايلى كه بر فساد ادعاى ايشان مبنى بر مصونيت تورات از تحريف دلالت دارد حقايقى است كه نزد مورخان ، و بلكه نزد خود يهود نيز ، به تواتر ثابت شده است . حقايقى مبنى بر اينكه بنى اسرائيل ، يعنى همان حاملان و حافظان تورات ، بارها از دين يهود برگشتند و بت پرستيدند و پيامبرانشان را به بدترين شكل به قتل آوردند . شكى نيست كه با اين اعمال زشت و ناپسند ديگر براى هيچيك از ايشان بهرهاى از عدالت و وثاقت باقى نمىماند ؛ و ما دام كه اينان راويان و حافظان تورات باشند و تورات فقط از طريق اينان و به روايتشان معرفى و ارائه شود ، كمترين ارزش و صحتى نمىتوان براى مكتوباتى كه اينان آن را تورات مىخوانند قايل شد .
ثالثا ، تواترى را نيز كه به تورات نسبت مىدهند نمىپذيريم ، زيرا اگر متواتر بود ، با برترين رسولان الهى ، يعنى حضرت محمد ( ص ) ، بدان احتجاج مىكردند و به وسيلهء كلام تورات كه پيامبر ( ص ) نيز بدان ايمان داشت و آشكارا آن را تصديق مىكرد و مسلمانان را به ايمان بدان مىخواند عليه ادعاى او مبنى بر عام بودن رسالتش به معارضه برمىخاستند .
اما چنين نشد . و اگر مىشد ، قطعا اين معارضه ايشان شهرت مىيافت و نقل مىگرديد .
بلكه برعكس ، آنچه نقل شده و شهرت يافته اين است كه احبار و عالمان يهود ، نظير
هامش
هنگام وفات 930 سال ذكر كرده است . بنابراين ، آدم ( ع ) 126 سال پيش از تولد نوح ( ع ) بايد فوت كرده باشد .
و آنچه در برخى از نسخ تورات آمده مبنى بر اينكه نوح ( ع ) دويست سال از عمر آدم ( ع ) را درك كرده است ، طبق اطلاعاتى كه در خود تورات موجود است نمىتواند صحيح باشد .
( 1 ) . تورات ، سفر پيدايش ، باب 19 : آيات 38 - 31 .