مىگويند نسخ مستلزم اجتماع ضدين است و اجتماع ضدين محال است . به عبارت روشنتر ، امر به فعلى اقتضا مىكند كه آن فعل نيكو و طاعت و محبوب خداوند باشد ؛ و نهى از عملى اقتضا مىكند كه آن عمل زشت و معصيت و مورد اكراه خداوند متعال باشد .
پس اگر خداوند به چيزى امر و سپس از آن نهى كرد ، يا ابتدا از آن نهى و سپس بدان امر كرد ، در واقع صفات متضاد مذكور در عمل واحدى كه امر و نهى بدان تعلق گرفته جمع شده است .
حسن و قبح ، و امور مربوط به آن ، ذاتى هيچ فعلى نيستند تا در آنها ثابت بمانند و تغيير نپذيرند . حسن و قبح افعال تابعى از تعلق امر و نهى خدا به آنهاست . بنابراين ، هر فعل ما دام كه معروض امر خداست ، مستحسن و طاعت و محبوب خداست . و همان فعل زمانى كه متعلق نهى خدا قرار گيرد ، مذموم و گناه و مكروه است . معتزليان نيز كه طرفدار حسن و قبح عقلى هستند خود اعتراف مىكنند كه حسن و قبح فعل به تناسب اختلاف مردمان و زمانها و شرايط تغيير مىكند . با اين توجيه ، اجتماع ضدين منتفى است ، زيرا زمانى كه فعل در ظرف آن زمان حسن است غير از زمانى است كه فعل در آن قبيح است بنابراين ، حسن و قبح فعل در زمان واحد در يك فعل جمع نشده است [ تا اجتماع ضدين لازم آيد ] .
شبهههاى منكران نسخ از نظر نقلى
قبلا اين دسته از منكران نسخ را به گروههايى تقسيم كرديم و گفتيم كه هر گروه از آنها در تبيين چگونگى ادعاى خود و شبهههايى كه مطرح مىسازند روشى خاص دارند . در آنچه ذيلا بيان خواهيم كرد بطلان آن شبهات آشكار خواهد شد .
شبههء عنانيه و شمعونيه
مىگويند در توراتى كه خداوند بر موسى ( ع ) نازل فرمود و همواره نزد ما محفوظ مانده و به تواتر براى ما نقل شده آمده است : اين دين پاينده است تا آن زمان كه آسمانها و زمين برپاست » « 1 » . و نيز در تورات آمده است : « تا ابد روز سبت را به خاطر دار » « 2 » . اين آيات
هامش
( 1 ) . چنين عبارتى در توراتهاى مطبوع يافت نشد . البته در برخى از كتابها و مباحثات كلامى در موضوع
( 2 ) . تورات ، سفر خروج ، باب 31 : آيهء 16 .