اصل و اثبات آيهء جانشين . و اين همان نسخ است و فرقى نمىكند كه آنچه برگرفته شد تلاوت آيه باشد يا حكم آن .
4 . آيهء
« فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ . .
. » « 1 »
5 . پيشينيان اين امت همچنانكه بر نسخ شرايع آسمانى قبل توسط اسلام اتفاق نظر داشتند ، در اينكه نسخ در شريعت اسلامى واقع شده اجماع كردهاند .
6 . در قرآن احكام بسيارى از آيات نسخ شده است . اين دليل در ضمن خود دلايل متعددى را همراه دارد . زيرا هر آيه از مجموعه آيات منسوخ به همراه ناسخ آن خود دليلى كامل و مستقل بر وقوع نسخ به شمار مىآيد ؛ زيرا اثبات وجود يك آيهء منسوخ در وقوع نسخ كفايت مىكند . به خواست خدا در آيندهء راجع به اين آيات منسوخ و نواسخ آنها سخن خواهيم گفت .
حكمت الهى در نسخ
اكنون پس از آنكه نسخ را تعريف كرديم و فرق ميان آن و مقولات مشابه را شناختيم و به مدد براهين جواز و وقوع نسخ را ثابت كرديم ، شايسته است حكمت خداوند متعال را در نسخ احكام روشن سازيم ؛ زيرا شناخت حكمت امور ، به ويژه در اين موضوع كه منكران بسيار دارد و براى نفى آن شبهاتى را از اينجا و آنجا وارد كردهاند موجب آرامش نفس و از بين رفتن اشتباه و مصونيت از اختلاط و دستكارى احكام مىشود . براى تبويب و تفكيك بحث دربارهء حكمت نسخ يادآور مىشويم كه نسخ هم به شريعت اسلامى واقع شده است ، و هم در شريعت اسلامى . بدين معنا كه خداوند به وسيلهء اسلام اديان پيش از آن را نسخ فرموده ؛ و نيز در خود اين دين نيز برخى از احكام آن را به وسيلهء برخى ديگر نسخ كرده است . حكمت خداوند سبحان در نسخ تمامى اديان به وسيلهء اسلام به اين حقيقت بازمىگردد كه تشريع او كاملترين تشريعى است كه نيازهاى بشرى را در اين مرحله از تاريخ انسان كه به رشد و كمال رسيده است برآورده مىسازد . به عبارت روشنتر ، نوع انسان همانند كودك ادوار مختلفى را پشت سر گذارده است ؛ و در هريك
هامش
( 1 ) . « پس به سزاى ستمى كه جهودان كردند چيزهاى پاكيزهاى را كه بر آنان حلال شده بود حرام كرديم . . . » .
( نساء : 160 )