مسير كمال به حركت درآورد و كمكم آنان را در مراحل رشد فراتر برد و از فرصت مهر و دوستى و نرمش دلها و وقايع و رويدادهاى بزرگى كه برايشان مىگذشت بهره گرفت ، و آنان را از مراحل سادهتر به مراحل ساده و سپس سخت و سختتر راه برد ، تا كار به انجام رسيد و اسلام در تحول سريع امت اسلامى ، آميزش انسانها و جوامع با يكديگر و ايجاد يك نهضت بشرى ، به چنان توفيقى دست يافت كه همانندى براى آن شناخته نشده است . حكمتى اين چنين آنجا تجلى مىكند كه حكم ناسخ سختتر از منسوخ باشد . مانند موضع عالى و هشيارانهء اسلام در برابر خوردن شراب كه در ميان عرب جاهلى تقريبا همگانى بود و منع آن دشوارى بسيار به همراه داشت . شرابخوارى در جامعهء عرب آن روز نه يك عادت صرف ، بلكه نشانهء قدرت و مظهر مردانگى و شهامت بود . با اين اوصاف اگر اسلام با ايشان از در مهر و ملاطفت درنمىآمد ، آيا مىشد تصور كرد در ترك دادن آنان از آن اعتياد توفيق يابد ؟ اسلام در مهر و ملاطفت تا آنجا پيش رفت كه حتى در آغاز كار با همراهى كردن برايشان منت گذارد ؛ چنانكه گويى در عقل و احساس ايشان مشاركت مىكرد . و به حدى اين رويه را ادامه داد كه حتى آن هنگام كه بعضى اذهان آمادگى پذيرش حكم تحريم شراب را پيدا كرده بود و از پيامبر دايم دربارهء آن مىپرسيدند « يسألونك عن الخمر و الميسر » از تحريم آن خوددارى مىكرد « 1 » .
اما نسخ حكم سختتر به وسيلهء حكم آسانتر حكمت ديگرى دارد . و آن آسان ساختن تكليف بر مردم براى آسوده خاطر ساختن ايشان و نماياندن فضل و رحمت خداوند به آنان بود . اين اقدام مردم را به سپاس و بزرگ داشت فراوان خداوند و احساس محبت نسبت به او و دينش وامىداشت . همچنين ، حكمت نسخ حكم به وسيلهء حكمى مساوى با آن از نظر سختى و سهولت ، امتحان و آزمايش مردم بود تا ناپاك از پاك جدا گشته و مؤمن رستگار و منافق هلاك شود .
نكتهاى كه باقى مىماند اينكه حكمت بقاى تلاوت ، علىرغم نسخ حكم ، و حكمت بقاى حكم ، علىرغم نسخ تلاوت ، چيست ؟ در حكمت بقاى تلاوت علىرغم نسخ
هامش
( 1 ) . اشاره است به ماجراى شأن نزول تحريم شراب . طبق آنچه در منابع اهل سنت آمده است ، عمر دايم دربارهء حكم شراب سؤال مىكرد و با نزول هر آيه در اين زمينه خواستار حكمى روشنتر مىشد ، تا آن كه با نزول آيهء 90 سورهء مائده شراب حرام شد ؛ - الناسخ و المنسوخ ، ابو جعفر النحاس : 40 و تفاسير اهل سنت ذيل آيهء مذكور .