حكم بايد گفت بقاى تلاوت حكمى منسوخ در واقع تثبيت و ضبط پديدهاى حكمتآميز است . و آن ، سياست و ادارهء مردم توسط اسلام است ، تا همگان شهادت دهند كه اسلام دين حق و پيامبرش پيامبر راستى و خداوند حق آشكار و داناى حكيم و بخشندهء بخشايشگر است . افزون بر اين ، ثوابى كه مردم از اين تلاوت مىبرند و بهرهاى كه از گوش سپردن به بلاغت اين دسته از آيات منسوخ كسب كنند و معجزات بيانى ، علمى و يا سياسى كه لفظ و محتواى اين آيات ارائه مىكنند از جمله ديگر حكمتهاى نسخ و حكم و بقاى تلاوت است .
در مورد نسخ تلاوت و بقاى حكم نيز بايد گفت كه در هر آيهاى حكمتى متناسب با همان آيه وجود دارد . حكمت بلندى كه در مثال مشهورى از اين نوع نهفته است موضوع را بر ما روشن مىسازد . در روايت صحيح از عمر بن خطاب و ابى بن كعب آمده است كه اين دو گفتند در ميان آيات قرآن آيهء « الشيخ و الشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة » وجود داشت « 1 » . يعنى اين نص آيهاى بود كه تلاوت مىشده است ؛ و سپس تلاوت آن نسخ و حكم آن باقى ماند و تا امروز به اين حكم عمل مىشود . سرّ اين تلاوت و نسخ پس از آن اين است كه آيه در ابتدا براى آنكه حكمش در دلها تثبيت شود تلاوت مىشد ، تا پيرمردان و پيرزنانى كه به اين عمل زشت وسوسه شدهاند از آن حذر كنند . اين تلاوت ادامه داشت تا زمانى كه حكم آيهء مذكور در قلبها ثبت شد ؛ آنگاه خداوند تلاوت آن را بنا بر حكمت ديگرى نسخ كرد . و آن حكمت اشاره به پلشتى اين عمل زشت و قبح صدور آن از پيرمردان و پيرزنان دارد . چون نسخ تلاوت آيه اشعار دارد به اين نكته كه اين عمل شايسته نيست از آن ياد شود ، چه رسد به اينكه بخواهد انجام گيرد . يعنى آن را همچون عملى مىنماياند كه گويى وقوعش محال است . اين نسخ به ما مىگويد علاوه بر فرار از اين عمل و نيالودن دامن به پليدى آن ، گوشها را نيز از شنيدن آن پاك كنيد و زبان از بيان آن فروبنديد . خداوند براى ما حفظ و مصونيت از گناه مقرر فرمايد كه او ملاى هر نعمت و توفيقى است .
هامش
( 1 ) . سنن ابن ماجة ، ج 2 ، كتاب المحدود ؛ باب الرجم : ح 2553 ؛ الموطأ ، مالك ، ج 2 ، كتاب الحدود ، باب ما جاء فى الرجم : ح 10 .