كردهاند كه فرمود : به سوى همهء جهانيان شويد و همهء مردمان را به انجيل بشارت دهيد « 1 » اگر به صحت هر دو انجيل حسن ظن داشته باشيم ، ناگزير بايد بگوييم نص اول به وسيله نص دوم نسخ شده است ؛ در غير اين صورت اين دو نص متناقضاند و از درجهء اعتبار ساقط مىشوند ، و به نسخ آن دو انجيل ، بلكه همهء اناجيل ، از درجهء اعتبار ساقط خواهد شد ، زيرا مانند يكديگرند و هر حكمى بر يكى از افراد همانند جايز باشد بر ديگران نيز جايز است .
9 . ختنه در دين ابراهيم و موسى و عيسى ( ع ) واجب بوده است ؛ اما همچنانكه در رسائل حواريون آمده است ، پس از عروج عيسى ( ع ) حواريون پيروان را از ختنه نهى كردند « 2 » . اين نهى يا نسخ است و يا افترا و دروغ به شمار مىرود ؛ زيرا حتى يك كلمه كه بر نسخ ختنه دلالت كند از عيسى ( ع ) نقل نشده است .
10 . خوردن گوشت خوك در دين يهود حرام است . دورهء عيسى ( ع ) سپرى شد بدون آنكه چيزى در مباح شمردن آن از وى شنيده شود . اما پس از عروج عيسى ( ع ) ، حواريون به گمان مسيحيان گوشت خوك را مباح ساختند . چنين حكمى يا نسخ است ؛ و يا همانند حكم اباحهء ختنه ، افترا و دروغ به شمار مىرود .
دلايل نوع دوم از براهين نقلى
اين دلايل عبارتند از :
1 . آيهء
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
« 3 » .
2 . آيهء
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
. پيش از اين دربارهء دو آيهء مذكور سخن گفتيم . در اين قسمت اضافه مىكنيم كه دلالت اين دو آيه بر وقوع نسخ ، در خودشان ملحوظ است . بدين معنا كه اين دو آيه در پاسخ به خردهگيرى عيبجويان از اسلام و پيامبر ( ص ) مبنى بر اينكه در اين شريعت مطهر نسخ واقع مىشود ، نازل گرديد .
3 . آيهء
« وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ »
« 4 » وجه دلالت اين آيه بر نسخ آن است كه « تبديل آيه » تأليفى است از برگرفتن
هامش
( 1 ) . انجيل مرقس ، باب 16 : آيهء 15 و انجيل متى ، باب 22 : آيهء 19
( 2 ) . انجيل مرقس ، باب 7 : آيات 14 - 23
( 3 ) . « هر آيتى را نسخ كنيم يا از يادها ببريم ، بهتر از آن يا مانند آن را مىآوريم » . ( بقره : 106 )
( 4 ) . « و چون آيهاى را جانشين آيهاى كنيم ، و خدا به آنچه فرومىفرستد داناتر است ، گويند همانا تو دروغبافى بلكه بيشترشان ناداناند » . ( نحل : 101 )