ديگر به ضرر بندگانش است ؛ لذا در آن زمانى ايشان را از انجام آن نهى مىفرمايد . چنين چيزى عقلا منعى ندارد . و چگونه مىتواند منع عقلى داشته باشد ، در حالى كه به عيان مشاهده مىكنيم مصالح بنا به اختلاف افراد و زمانها و شرايط تغيير مىكند ؟ ازاينرو است كه پزشك ما دام كه مريضش در حال بيمارى است او را به خوردن دارو دستور مىدهد ؛ و سپس كه بهبود يافت و سلامت خود را بازيافت ، او را از خوردن دارو منع مىكند . و يا مادر سبكترين غذا را نظير شير و امثال آن به كودكش مىدهد ؛ و هنگامى كه رشد كرد و بزرگتر شد ، او را از شير مىگيرد و غذايى غير از شير به او مىدهد ، و همينطور به تناسب ميزان رشد و تقويت بنيهء او ، غذاهاى ثقيلتر به او مىخوراند . يا معلم سادهترين معلومات را به نوآموزان تعليم مىدهد ؛ و به تدريج و متناسب با رشد علمى و ذهنى كودك ، سطح آموزش را بالاتر مىبرد تا آنجا كه دقيقترين مطالب نظرى را به ايشان آموزش مىدهد ، و در اين مسير تدريجى گام به گام با ايشان تا رشد فكرى و كمال عقلى همراهى مىكند . جوامع نيز اين چنينند و مانند افراد مراحل مختلفى از رشد و كمال را طى مىكنند ، بنابراين ، حكمت ايجاب مىكند كه در اداره و هدايت ايشان قوانين متناسب با شرايط و به مقتضاى مرحلهاى كه در آن قرار دارند وضع شود . و زمانى كه جامعه آن مرحله را پشت سر گذاشت به طورى كه ديگر قوانين گذشته تناسبى با شرايط جديد نداشت ، بايد قوانين و احكام جديدى متناسب با شرايط جديد وضع شود . در غير اين صورت ، رابطه و پيوند ميان احكام و حكمت آنها مختل مىشد و ديگر تدبير و ادارهء جوامع بشرى بر اساس ابداع و ظرافت نظام آنگونه كه اكنون شاهد آن هستيم جريان نمىيافت . آيهء شريفهء :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها . .
. » « 1 » به مضمون همين دليل اشاره دارد . از آيهء مذكور چنين استنباط مىشود كه خداوند متعال به اقتضاى حكمت و مصلحت ، اگر لفظ يا حكم يا حكم و لفظ هر آيهاى را ببرد ، چه آيهاى ديگر جانشين آن بسازد و يا نسازد ، نوعى ديگر از وحى به بندگانش عطا مىفرمايد كه براى ايشان يا بهتر از آيهء مذكور است يا همانند آن . اين بهتر بودن گاه از نظر سود و منفعت است ، و گاه از نظر ثواب ، و گاه نيز از هر دو جهت ، اما همانندى ( مثلها ) صرفا در ثواب است . زيرا همانندى در منفعت و سود قابل تصور نيست . به اين دليل كه بر فرض بر
هامش
( 1 ) . « هر آيتى را كه نسخ كنيم يا از يادها ببريم ، بهتر از آن يا مانند آن را مىآوريم . . . » . ( بقره : 106 )