براى مردم غير عرب ترجمه نمىكردند ؛ در غير اين صورت خبر آن به تواتر به ما مىرسيد . زيرا اين امر از قبيل امورى است كه انگيزهء كافى براى نقل متواتر آن وجود داشت . آنان ، همچنانكه خود غزالى اشاره دارد ، تنها آموزههاى اسلام و دستورهاى پيامبر ( ص ) را ترجمه مىكردند .
ثالثا غزالى خود تصريح مىكند نقل به معناى عبارتى كه خداوند ما را از رهگذر لفظ آن به عبادت خود خوانده جايز نيست . لذا ترجمه چنين عباراتى به طريق اولى جايز نيست . و شكى نيست كه بنا بر اجماع با تلاوت لفظ قرآن ، خداوند عبادت مىشود ؛ بنابراين نه نقل به معنا و نه ترجمه آن ابدا جايز نيست .
رابعا سخن غزالى در كتاب ديگر خود به نام الوجيز دربارهء اين موضوع با آنچه در كتابهاى شافعيان آمده است ، حتى در لفظ و عبارت ، موافقت و انطباق دارد . وى در آن كتاب مىگويد :
ترجمه فاتحه جاى اصل آن را نمىگيرد و قرائت ترجمهء آن از كسى كه توان تكلم به زبان عربى ندارد پذيرفته نيست « 1 » .
همچنين وى در كتاب إلجام العوام در اين موضوع به افراط گراييده به وجوب باقى گذاردن اسماء و صفات خدا و احاديث متشابه به حال خود و عدم نطق به آن و عدم تكلم قرآن به زبان غير عربى فتوا داده است « 2 » .
موضع الازهر دربارهء ترجمهء قرآن كريم
چند سالى است كه الازهر توجه ويژهاى به بحث ترجمهء قرآن كريم مبذول داشته است ؛ و پس از مدتها بحث و مناقشهء طولانى استادان ارجمند الازهر ترجمهء تفسير آن را جايز دانستند ؛ و عملا كميتهاى مركب از عالمان خبره اين دانشگاه و مسئولان وزارت معارف براى تدوين تفسيرى دقيق از قرآن به زبان عربى تشكيل شده تا مقدمات ترجمهء چنين تفسيرى به وسيلهء كميتهء تخصصى ديگر و داراى اختيارات ويژه فراهم آيد .
جلسات كميتهء تفسير به رياست علامه محقق ، مفتى بزرگ مصر ، ادامه يافت . حاصل
هامش
( 1 ) . الوجيز فى فقه مذهب الإمام الشافعى ، غزالى ، ج 1 : 42 .
( 2 ) . إلجام العوام فى شرح اعتقاد السلف ، غزالى ، باب اول : 53 به تحقيق محمد المعتصم باللّه البغدادى ، دار الكتاب العربى .