قوى ، به تفسير معانى آيه يا مجموعه آيات پرداخته ، سبب نزول ، پيوند ميان آيات و آنچه از جايگاه متناسب آن و ساير جمله استنباط مىشود ذكر كند .
9 . به جز در مواردى كه جمع ميان آيات ممكن نيست ، به نسخ تمسك نكند .
10 . در آغاز هر سوره اطلاعاتى را كه در بررسىهاى خود راجع به آن به دست آورده ، نظير مكى يا مدنى بودن سوره ، آيات مكى موجود در سورهء مدنى و بالعكس ، ذكر كند .
11 . مقدمهاى بر تفسير نوشته شود ، و طى آن تعريف قرآن ، راه و روش قرآن در همه جوانب و انواع مطالبى كه در برگرفته ، نظير دعوت به خدا ، قانونگذارى ، داستان ، جدل و . . . و نيز روش تفسيرى كميته ، بيان شود .
شيوهء تفسير
كميته پس از تدوين اين ضوابط ، تصميم گرفت قواعد ويژهاى براى نحوهء تفسير وضع و در تفسير معانى قرآن كريم از آن پيروى كند . اين قواعد عبارتاند از :
1 . اسباب نزول و تفسير روايى آيه بررسى شود . احاديث مربوط مورد نقد و نظر قرار گيرد و نهايتا ، از ميان آنها روايات صحيح با ذكر وجه قوت و ضعف سند در تفسير بيايد .
2 . مفردات قرآن كريم مورد بررسى لغوى قرار گيرد ؛ و ويژگىهاى تركيبهاى قرآنى از نظر بلاغى بررسى شود و در تفسير بيايد .
3 . آراء مفسرينى كه قرآن را بر اساس رأى و اجتهاد و يا روايت تفسير كردهاند بررسى شود ؛ و تفسير ايشان از آيهء مورد بحث همراه با وجه رد و يا قبول آن بيايد .
4 . پس از اين همه ، مطالب و موضوعهايى كه در بند دوم قواعد تفسير پيش از اين ذكر كرديم بيان شود . ارائه و تنظيم مطالب مذكور بايد متناسب با فهم عموم متعلمان و عارى از تصنع و اخلاق و مفاهيم دور از ذهن باشد .
چكيدهء مبحث
اين مبحث را با ذكر حقايق مهمى به پايان برديم كه به اعتقاد من اگر به انصاف در آنها نظر شود ، اختلاف آراء در اين موضوع از ميان رفته ، و يا حد اكثر به اختلافاتى لفظى تحويل خواهد شد كه شايسته نزاع و جدل نيست . آنچه در اين مبحث گذشته به طور