قرآن نمىخواند ؟ آيا نماز نمىگزارد ؟ » يعنى بايد به زبان عربى سوگند ياد كند نه به زبان عجمى . مالك افزود : او از كجا مىداند كه آنچه مىگويد همچنان است كه مىگويد ؟ يعنى كسى را كه به عنوان خداوند قسم به او ياد كرده است از كجا مىداند كه همان خداوند است يا خير ؟ ابن قاسم مىگويد مالك گفت : من خواندن دعا به زبان فارسى را در نماز مكروه مىدانم . و من ديدم كه مالك قسم خوردن فرد غير عرب را ناپسند مىشمرد و بر وى گران بود . مالك مرا خبر داد كه عمر از سخن گفتن به زبان غير عربى نهى كرد و گفت : « اين كار آميغ و خيانت است » « 1 » .
عقيدهء حنبليان
صاحب المغنى چنين مىگويد :
قرائت حمد و سوره در نماز به زبان غير عربى و يا با تغيير لفظ عربى شخص را ( در انجام واجب ) كفايت نمىكند ، خواه قرائت به زبان عربى را خوب بداند و يا نداند . سپس افزود : اگر قرائت به لفظ عربى را نمىداند ، تعليم آن بر او لازم است .
و در صورت قدرت بر تعلم ، اگر فرا نگيرد نمازش صحيح نيست « 2 » .
ابن حزم حنبلى در كتاب المحلى مىگويد :
هر كه عمدا ترجمه بخشى يا همهء سورهء فاتحه و يا مقدارى از قرآن را به زبان غير عربى و يا به الفاظ عربى اما غير از الفاظى كه خداوند نازل كرده بخواند و يا عمدا كلمهاى از آن را پس و پيش كند فاسق و نمازش باطل است ؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد :
« قُرْآناً عَرَبِيًّا »
و عبارت غير عربى عربى نيست ؛ پس قرآن نيست . و تحويل لفظ عربى قرآن به لفظى ديگر تحريف كلام خدا به شمار مىآيد . و خداوند كسانى را كه بدان مبادرت ورزيدهاند مذمت كرده مىفرمايد :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ »
كسى كه عربى نمىداند بايد خداوند را به زبان خويش ذكر گويد ، زيرا پروردگار متعال مىفرمايد :
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
و بر او جايز نيست كه ترجمهء فاتحه و يا بخشى از قرآن را به عنوان اداى امرى كه بر او واجب شده بخواند ؛ زيرا ، همچنان كه گفتيم ، چيزى كه بر او واجب است قرائت ترجمهء قرآن نيست . و اگر چنين كند ، بر خدا افترا بسته است « 3 » .
هامش
( 1 ) . المدونة الكبرى ، مالك بن انس ، ج 1 : 62 ، مكتبة المثنى ، بغداد .
( 2 ) . المغنى ، ابن قدامة ، ج 1 : 526 ، عالم الكتب العلمية ، بيروت .
( 3 ) . المحلى بالآثار ، ابن حزم ، ج 3 : 285 به تحقيق دكتر عبد الغفار سليمان البندارى ، دار الكتب العلمية ، بيروت .