تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
روايت شده كه مردم فارس طى نامه‌اى از سلمان خواستند تا براى ايشان سورهء فاتحه را به فارسى بنويسد . سلمان پس از عرضه كردن نظر خود بر پيامبر ، براى ايشان نوشت « بسم اللّه الرحمن الرحيم به نام يزدان بخشاينده » پس فارسيان آن را در نماز خواندند تا زبانشان بدان روان گرديد . همين ماجرا در مبسوط « 1 » و النهايه و البداية آمده است . پاسخ : اولا ، اين حديث داراى اصل و سند شناخته‌شده‌اى نيست ، لذا نمىتوان بدان عمل كرد . ثانيا ، اگر چنين ماجرايى صحت داشت ، به تواتر به ما مىرسيد ؛ زيرا ماجراى مذكور از جمله امورى است كه انگيزه نقل متواتر آن وجود دارد . ثالثا ، دليل بىاعتبارى حديث در متن آن مضمر است . زيرا آنان از سلمان خواستند تا ترجمهء سورهء فاتحه را براى ايشان بنويسد . و سلمان صرفا ترجمهء « بسمله » را براى ايشان نوشته است . اگر ترجمهء سورهء فاتحه ممكن و جايز بود ، بر او واجب بود خواستهء ايشان را اجابت كند ، و گرنه علم را كتمان كرده بود و كتمان‌كنندهء علم ملعون است . رابعا ، اگر كسى اندكى در اين خبر تأمل كند ، درمىيابد كه خود « بسمله » نيز به طور كامل ترجمه نشده است ؛ زيرا عبارتى كه در حديث به عنوان ترجمهء « بسمله » آمده فاقد واژهء معادل « الرحمن » است . گويا اين بدان دليل بوده كه زبان فارسى از ارائهء واژه‌اى معادل اين اسم شريف ناتوان است . لذا بر فرض صحت روايت ، اين خود دليل روشنى بر آن است كه منظور از ترجمه در خبر مذكور ترجمه لغوى است نه ترجمهء عرفى . خامسا ، لفظ اين خبر در نقل‌هاى مختلف داراى زياده و نقصان است ؛ و اين امر موجب اضطراب و در نتيجه مردود بودن آن است . دليل بر اين اضطراب آن است كه نووى در المجموع خبر مذكور را چنين نقل كرده است : « گروهى از مردم فارس از سلمان خواستند تا چيزى از قرآن براى ايشان بنويسد پس سلمان سورهء فاتحه را به زبان فارسى
هامش
است از جمله آن‌ها است : نور الإيضاح ، تحفة الأكمل ، العقد الفريد ، التحقيقات القدسية معروف به « رسايل الشربنلالى » ( الأعلام زركلى ، 2 : 208 ) كتاب اخير همان است كه مؤلف آن را به نام النفحة القدسية ذكر كرده است . ( 1 ) . المبسوط ، شمس الدين السرخسى ، ج 1 : 37 ، دار المعرفة ، بيروت .