يوحنا ياد مىكنيم . در حالى كه اصل آنها به زبانى ديگر است ؛ و همينطور از بسيارى از ترجمهها در زمينههاى مختلف دينى ، علمى ، ادبى ، ترجمه قوانين و اسناد و . . . اين چنين نام مىبريم . در اينجا به مشاهدى گوياتر از همهء موارد پيشين مىتوان استناد جست . در بخش ملحق مجلهء الأزهر آمده است : « مسلمانان جاوه ترجمهء فرهنگى قرآن را مىخوانند و معتقدند آنچه مىخوانند قرآن صحيح است » . ! شما را به خدا ، بگوييد اگر اينگونه ترجمه را مجاز شمرديم ، چه كسى مىتواند مسلمانان سرزمينهاى اسلامى و غير اسلامى را از اينكه براى خود قرآنى از اين نوع داشته باشند منع كند ؟ و آيا با اين همه در حرمت هر آنچه مردم را از كتاب خدا منصرف ساخته و تفرقه و ضلالت ايشان را به معناى واقعى كلمه موجب شود مىتوان ترديد كرد ؟
4 . اگر اين نوع ترجمه را مجاز دانستيم و كار به جايى رسيد كه مردم با استفاده از ترجمهء قرآن از اصل آن بىنياز شدند ، همچنانكه اصل عبرى تورات و انجيل « 1 » كنار نهاده شده ، اصل قرآن نيز در معرض نابودى قرار خواهد گرفت . از بين رفتن اصل عربى قرآن مصيبتى بزرگ خواهد بود . در سايهء نابودى شاهد حق و خاموشى نور خدا و از ميان رفتن اصلى كه ترجمههاى مذكور قائم بدان است ، مردم با تغيير و تبديل دين آن را بازيچه قرار خواهند داد ( و خداوند چنين مقدر نسازد ) . بنابراين ، بىترديد هر آنچه دين را در معرض تغيير و تبديل قرار دهد و موجب از بين رفتن قرآن و سستى در حفظ آن شود بنا به اجماع مسلمانان حرام است .
5 . اگر باب اينگونه ترجمههاى منحرف باز شود ، مسلمانان با هم سخت به رقابت برخاسته هر جامعه و گروهى قرآن را به تصور خويش به زبان رسمى و محاورهاى خود ترجمه مىكند و در نتيجه ترجمههاى بىشمارى پديد خواهند آمد كه بدون شك با يكديگر اختلاف دارند . و اختلاف در ترجمههاى اختلافاتى شبيه به يهود و نصارى نسبت به تورات و انجيل را در ميان مسلمانان موجب خواهد شد . چنين اختلافى ميان مسلمانان شكاف ايجاد كرده و وحدتشان را به تفرقه تبديل مىكند و زمينه را براى پيروزى دشمنانشان فراهم مىآورد و فتنهاى درون پرده همچون ظلمت شب تاريك ايشان را فرا مىگيرد . گروهى به گروه ديگر خواهند گفت قرآن ما از قرآن شما بهتر است ؛ و در مقابل
هامش
( 1 ) . از ميان اناجيل چهارگانه تنها انجيل متى اصلى عبرى داشته و بقيه به زبان يونانى بودهاند .