تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
آلودگى گراييده است ، وظيفهء ماست كه در برابر اين تهاجم خانمان برانداز زبانى و فرهنگى و براى حمايت و دفاع از زبان خويش و حفظ عوامل بقا و گسترش آن ، قواى خود را بسيج كرده پيش از همه از بقاى قرآن بر اصل عربى آن دفاع كنيم و مترجمان را از ترجمهء آن بازداريم . سزاوار نيست كه با طناب ايشان به چاه فرورويم و در جواز و امكان ترجمه به اين معنا با ايشان همراه شده و ترجمهء قرآن را با ترجمهء ساير كتاب‌ها قياس كرده و برابر بدانيم ، چرا كه ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است و كلام بنده ناتوان كجا و كلام معجزه آفرين خداوند كجا ؟ راستى حال اين جماعت كه ترجمهء قرآن را همچون ترجمهء كتاب‌هاى ديگر مجاز مىشمارند چه قدر شبيه فريب‌خوردگان قوم موسى است آن هنگام كه خداوند ايشان را از ميان دريا گذراند و به قومى رسيدند كه بت مىپرستيدند به موسى گفتند :
« . . . قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ . قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ . إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 1 » شافعى در كتاب الرسالهء خود مطلبى دارد كه خلاصهء آن چنين است : بر همهء مردمان غير عرب همان گونه كه واجب است در دين از رسول خدا ( ص ) پيروى كنند ، واجب است تابع زبان عربى كه زبان اوست ، باشند . . . و خداوند حكم كرده است كه تنها به زبان عربى نذر كنند . شافعى سپس مىگويد : بنابراين ، بر هر مسلمانى است كه زبان عربى را هر قدر مىتواند بياموزد تا بتواند شهادتين را بگويد و كتاب خدا را بخواند و ذكرهاى واجب را نظير تكبير ، و آنچه به انجام آن امر شده ، از جمله تسبيح و تشهد و ساير موارد را ، بر زبان براند . و هر قدر بر آگاهى خود از زبانى كه خداوند آن را زبان خاتم پيامبرانش قرار داد و آخرين كتابش را بدان نازل كرد بيفزايد ، برايش بهتر است « 2 » . همچنين در اين كتاب آمده است : مسور بن مخرمة « 3 » ديد مردى غير عرب زبان مىخواهد در نماز به امامت بايستد
هامش
( 1 ) . « . . . گفتند : اى موسى براى ما خدايى قرار ده چنان‌كه آن‌ها را خدايانى است . گفت : شما گروهى هستيد كه نادانى مىكنيد همانا آنچه اينان در آنند نابود شونده است ، و آنچه مىكردند بيهوده و تباه است » . ( اعراف 138 و 139 ) ( 2 ) . الرسالة ، شافعى : 48 ، به تحقيق و شرح احمد شاكر ، دار الكتب العلمية ، بيروت . ( 3 ) . المسور بن مخرمة بن نوفل بن اهيب قرشى ، ابو عبد الرحمن ( 2 - 64 ) از فقيهان صحابه . وى در نوجوانى