تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
او را از اين كار بازداشت و ديگرى را امام گردانيد . هنگامى كه عمر دليل كارش را پرسيد گفت : « ما در موسم حج هستيم ، آن مرد عجم بود ، ترسيدم او به امامت بايستد و بعضى از حجاج قرائت او را بشنوند و قرائت او را كه با عجمه همراه است فراگيرند » . عمر گفت : كار درستى كردى . شافعى مىافزايد : من اين نظر را مىپسندم « 1 » . زمخشرى در الكشاف مىگويد : اعجمى كسى است كه به دليل درماندگى در سخن و عدم فصاحت در زبان و يا غرابت زبان كلامش مفهوم نشود . لذا جايز است نطقش الكن و زبانش غريب گفته شود . « 2 » 7 . به اجماع امت نقل به معناى قرآن جايز نيست . و مىدانيم كه « ترجمهء قرآن » به معناى عرفى آن برابر با نقل به معناى قرآن است . زيرا نقل به معناى قرآن و ترجمهء عرفى آن هر دو داراى هيئتى مستقل از قرآن و ( ظاهرا ) دربردارنده همهء معانى و مقاصد آن هستند ، با اين تفاوت كه زبان نقل به معنا زبان اصل يا عربى و زبان ترجمه زبانى غير عربى است . بنابراين ، اگر نقل به معناى قرآن به زبان عربى اجماعا حرام است ، ترجمهء آن نيز بر اساس اين اجماع حرام خواهد بود ؛ بلكه حرمت نوع اخير روشن‌تر است ، زيرا زبان آن با زبان قرآن يكى نيست . 8 . همگان ، چه مسلمان و چه غير مسلمان ، بر عدم امكان ترجمهء اعلام ، اعم از اينكه نام شخص يا حيوان يا سرزمين يا كتاب باشد ، اتفاق‌نظر دارند . به طورى كه اگر مترجمى در حين ترجمه به واژه‌اى علم بر بخورد ، به عنوان امرى كه نبايد در آن دست برد و از مصونيت علمى برخوردار است آن را همچنان‌كه هست رها مىكند . اينكه مترجم در اسم علم دست نمىبرد و ساحت آن را محترم مىشمارد تنها به اين دليل است كه واضعان اعلام به هنگام وضع خود الفاظ آن‌ها را قصد كرده و به سبب دلالت ويژه‌اى كه اين كلمات بر مسماى خود دارند تنها همان‌ها را اختيار كرده‌اند نه لفظ ديگرى را . قرآن
هامش
اسلام آورد و در قيام عبد اللّه بن زبير در مكه با او همراه بود و در محاصره مكه كشته شد . ( الأعلام زركلى ، 7 : 225 ) ( 1 ) . اين نقل در كتاب الرسالة يافت نشد . اما حديث مذكور در مسند الامام الشافعى : 54 ، دار الكتب العلمية ، بيروت ، ثبت است . ( 2 ) . الكشاف ، زمخشرى ، ج 3 : 336 و ج 4 : 202 ( نقل به مضمون )