جواز ترجمه به معناى آينده ، علىرغم تفاوت بسيار ميان اين دو ، توقف كردهاند ، و با ذكر اينكه از ترجمهء مذكور اميد فايدهاى نمىرود آن را بىاعتبار شمرده و شبهات زيادى دربارهء آن مطرح ساختهاند . ازاينرو لازم مىدانيم فوايد اين نوع ترجمه را برشماريم و سپس شبهات مذكور را پاسخ گوييم .
1 . برداشتن نقاب از زيبايىها و محاسن قرآن و آسان ساختن فهم آن براى مسلمانان غير عربى كه نمىتوانند به آن از منظر زبان عربى بنگرند با اين نوع ترجمه ، تا ايمانشان افزون گردد و قرآن را بيشتر ارج نهند و اشتياقشان به آن دو چندان شود ، و در نتيجه به هدايتش راه يابند از درياى آن مرواريد حقيقت صيد كنند و از مقاصد متعالى و دلايل قوى و تعاليم بلند و عقايد روشن و عميق و عبادات پيراسته و رشددهنده ، و از شور و شوقى كه در دلها براى كسب فضايل اختلافى ايجاد مىكنند و از ممانعت سختى كه از ارتكاب رذايل و گناهان به عمل مىآورد و از اصلاحگرى معجزهآفرينى كه براى فرد و جامعه دارد و از انتخاب موفقى كه در گزينش بهترين داستانها به كار بسته و از خبرهايى كه از بسيارى از امور غيبى مىدهد و از معجزاتى كه خداوند با آنها پيامبر و امتش را بزرگ داشته است و از ساير امورى كه نفس انسانى را تعالى مىبخشد و مدنيت و تمدن صحيح را به عالم عرضه مىدارد ، بهرهمند گردند . اين فايده را مىتوان به عيان آنجا ديد كه استادى برجسته براى مردم يكى از دروس تفسير را آموزش مىدهد ؛ معانى قرآن را با مهارت بر ايشان آشكار مىسازد و در حد فهم ايشان تنزل مىدهد ؛ صحيحترين و بهترين معانى را كه ايشان سخت بدان محتاجاند برمىگزيند ؛ به مناسبت در رفع نادانى و شبهات ايشان مىكوشد ؛ تو گويى اين استاد فرزانه روح قرآن را بر كالبد مردهء آنان مىدمد و زندهشان مىكند و بيمارىشان را درمان مىكند و به قيام و جنبش فرا مىخواندشان ؛ و پس از آنكه همچون راه رفتن كور و سخن گفتن كودك ايمانى تقليدى داشتند ، آنان را از روى علم و احساس و شعور وجدان به اين كتاب مؤمن مىسازد .
تجربه نشان داده است كه بسيارى از افرادى كه عظمت قرآن را از طريق تفسير قرآن حس كردند به فكر حفظ و از برخواندن و آموختن زبان و علوم قرآن افتادند ، تا از چشمهء زلال آن بنوشند و روح خود را از طعام الهى سيراب كنند ؛ چرا كه اين تفسير همهء معانى قرآن را دربر ندارد و ثواب الهى بر كسانى جارى خواهد شد كه در اصل قرآن بينديشد و الفاظ آن را تلاوت كند .
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 703
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٧٠٣