بود كه اين ترجمه ترجمهء خود قرآن است ؛ به ويژه اگر توجه كنيم كه هر ترجمهاى به طور كلى معانى را منتقل مىكند ، نه الفاظ را .
6 . بهتر است متن اين ترجمه به زبان عربى تدوين شود و ترجمه با آن همراه شود ، تا در نفى ترديد محكمتر ، به حق نزديكتر و در اينكه ترجمهء تفسير است و نه ترجمهء قرآن ، گوياتر باشد . كسى كه از قدر و منزلت قرآن آگاه است از رعايت چنين احتياطى دريغ نمىورزد ؛ به ويژه در اين زمان كه دشمنان اسلام از هر سو سر برآورده و با سلاحهاى زهرآگين در همه جا به جنگ با مسلمانان برخاستهاند .
7 . ضرورى است كه در آغاز چنين تفسيرى طى مقدمهاى به صراحت گفته شود كه اين كتاب ترجمهء خود قرآن نيست ؛ و روشن شود كه ترجمهء قرآن به معناى متعارف آن كارى است محال ، زيرا طبيعت نظم و تأليف قرآن به گونهاى است كه نه به زبان عربى و نه به زبان ديگر متن مشابهى براى آن وجود ندارد . و معناى اعجاز بلاغى قرآن همين است .
اگر كسى بخواهد اين وجه از وجوه اعجاز قرآن را تصور كند ، بايد به اين كتاب و زبان آن مراجعه كرده و به وسيلهء ظرافتها و اسلوبهاى زبان عربى حلاوت و شيرينى آن را بچشد . محال است كه اين كتاب عزيز عرش و جايگاه زبان عربى را كه خداوند قرآن مستقرش ساخته ترك گفته به زبان ديگرى منتقل گردد . اگر پادشاه تخت و ملك خود را رها سازد چه عزت و قدرتى برايش باقى مىماند ؟ خداوند اين قرآن را پادشاه و سرآمد سخن قرار داد و تاج اعجاز را بر سر آن نهاد و زبان عربى را به عنوان مظهر اين اعجاز و شكوه براى آن برگزيد .
« . . . وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ . لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
. « 1 »
فوايد ترجمه به معنى تفسير قرآن به زبان بيگانه
ترجمهء قرآن به اين معنا را فوايدى است و ما با توجه به اينكه اين ترجمه را همچون تفسيرى عربى دانستيم كه همهء عالمان تحت شرايطى بر جواز آن اتفاق نظر دارند ، نيازى به برشمردن اين فوايد نمىبينيم . اما بعضى از محققان در جواز اين نوع ترجمه ، همچون
هامش
( 1 ) . « . . . و هرآينه آن كتابى است بىهمتا و ارجمند . باطل از پيش آن و از پس آن بدان راه نيابد ، كه فروفرستادهاى است كه از سوى ( خداى ) با حكمت و ستوده » . ( فصلت : 41 و 42 )