خداوند به قدر توان بشر است ، پس فرق نمىكند كه اين تبيين به زبان عرب يا غير عرب صورت گرفته باشد ، زيرا هر دو زبان از جمله مقدورات بشر است و بشر در تفسير به هريك از آنها نيازمند است .
اما در ترجمهء قرآن به اين معنا ناگزير بايد دو نكته لحاظ شود : در برداشتن شروط تفسير به اينكه ترجمهء قرآن به اين معنا تفسير خواهد بود ؛ و نيز دربرداشتن شروط ترجمه به اينكه معانى الفاظ عربى تا حدى كه ممكن است به زبان ديگر منتقل مىشوند . ما در بخش گذشته شروط تفسير را برشمرديم .
امور مهم
در اينجا نظر خوانندهء محترم را به چند امر مهم جلب مىكنيم :
1 . عالمان ما كتابت قرآن را به حروف غير عربى حرام كردهاند . بنابراين ، در ترجمهء قرآن - به اين معنا - به هر زبانى هرجا كه نوشتن آيات قرآنى لازم آمد ، واجب است به حروف عربى نوشته شود تا اخلالى و تحريفى در لفظ قرآن و به تبع آن فساد و تغييرى در معناى آن پديد نيايد . از مركز فتواى الازهر دربارهء كتابت قرآن به حروف لاتين استفتا شد ، و آن مرجع پس از حمد خداوند و سلام و درود بر رسولش ، چنين پاسخ داد :
شكى نيست كه الفباى لاتين مشهور و متداول در مقايسه با الفباى عربى فاقد تعدادى از حروف نظير است . بنابراين ، همهء اصواتى را كه حروف عربى ادا مىكند در خود ندارد . لذا اگر آنگونه كه از استفتا فهميده مىشود ، قرآن كريم به طريقهء املاى عربى با حروف لاتين نگاشته شود ، اخلال و تحريف در لفظ قرآن پديد خواهد آمد و به تبع آن معناى قرآن ديگرگون و فاسد خواهد شد ؛ و نصوص شرعى بر صيانت قرآن كريم از هرچه آن را در معرض تبديل و تغيير قرار مىدهد حكم كرده است . همه عالمان اسلام ، چه متقدم و چه متأخر ، بر ممنوعيت اكيد و تحريم شديد هر تصرفى در قرآن كه به تحريف لفظ و يا تغيير معناى آن بيانجامد اجماع كردهاند ؛ و صحابه و كسانى كه بعد از ايشان آمدند تا روزگار ما همگى به كتاب قرآن با حروف عربى ملتزم بودهاند . « 1 »
2 . در تفاسير متداول و رايج قرآن غالبا واژهها و مفردات آيه به همراه شرح و معناى آن ذكر شده ؛ و سپس جمله يا آيه به همراه شرح و تفسير به صورت متصل و پيوسته به آن
هامش
( 1 ) . مجلة الأزهر ، شماره 7 : 45