فى غير أهلها جهل . و من منع أهلها ظلم . إن الحكمة حقا و إن لها أهلا ، فاعط كل ذىحق حقه « 1 » . »
طامات آنچه دربارهء شطح گفتيم دربارهء طامات نيز صادق است . افزون بر اين ، معناى ديگرى نيز هست كه آن مخصوص طامات است . و آن گردانيدن الفاظ شرع است از ظاهر مفهوم به امور باطنى كه اذهان از آن ظاهر ، آن مفهوم را درك نكنند . چنانكه شيوهء باطنيه در تأويل باشد . اين نوع سخن نيز حرام و ضرر آن بزرگ است . زيرا اگر الفاظ بدون تشبث به حجتى از شارع و بدون ضرورتى مستند به دليل عقلى ، از مقتضاى دلالت ظاهر خود منصرف گردند ، اعتماد به آنها از ميان مىرود و فايدهء كلام خدا و پيامبرش ( ص ) ساقط مىشود ؛ چه آنگاه اعتمادى به معنايى كه از لفظ به ذهن متبادر شود در كار نخواهد بود و معناى باطن تحت ضبط درنيايد ؛ بلكه افكار و خواطر در آن متعارض است و مىتوان كلام را بر وجوه و معانى گوناگون حمل كرد . اين نيز از جمله بدعتهاى بس زيانبار رايج است . مقصود صاحبان اين اقوال نيز صرفا بيان سخنان غريب است چه نفس به امور غريب تمايل دارد و از آن لذت حاصل كند چنانكه در كتاب مستظهرى - كه در رد عقيده باطنيه تأليف شده است - گفتهايم ، باطنيان با در پيش گرفتن چنين شيوهاى از راه تأويل ظواهر شرع و كتاب و حمل آن بر رأى خود به نابودى شريعت كمر بستهاند . از نمونههاى تأويل اهل طامات ، سخن بعضى از ايشان است در تأويل آيهء
« اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »
« 2 » . گويند اين اشاره است به دل فرعون . مراد از « فرعون » دل است كه بر هر انسانى طغيانگر است . در تأويل آيهء
« أَلْقِ عَصاكَ »
گويند يعنى هر آنچه بر آن اعتماد و تكيه كرده شود جز حقتعالى ، بايد به دور انداخت . و در حديث « تسحّروا فإن فى السحور بركة « 3 » » گويند مراد از آن استغفار در سحرگاهان است . و امثال اين تأويلات ، تا جايى كه همهء قرآن را از آغاز تا انجام از ظاهر و آن تفسير كه از ابن عباس و ديگر عالمان كردهاند و نقل شده بگردانند . بطلان برخى از اين تأويلات ، مانند حمل لفظ فرعون بر دل ، روشن است ؛ زيرا فرعون نام شخصى است محسوس ، همچون ابو جهل و ابو لهب و ساير كفار ، كه وجود او و دعوت موسى
هامش
( 1 ) . « آنكس حكمت به نااهل دهد جهالت ورزيده ، و هركه آن را از اهلش مانع شود به اهلش ظلم كرده .
حكمت را حقى است و آن را اهلى . پس حق هر صاحب حقى را بدهيد » .
( 2 ) . « به سوى فرعون برو ، او سركشى كرده است » . ( طه : 20 )
( 3 ) . « سحرى بخوريد كه در سحرى خوردن بركت است » . صحيح مسلم ، كتاب الصيام ، باب 9 : ح 45 ( 1095 ) ؛ صحيح البخارى ، كتاب الصيام ، باب بركة السحور من غير ايحاب .