بسطامى - رحمت خدا بر او باد - نقل كنند بر صحت نيست . و اگر چنين چيزى از او شنيده باشند ، شايد كلام پروردگار را حكايت و ضمن سخنى با خود تكرار مىكرده است . چنانكه اگر از او شنيده شده است كه گفته « إننى أنا اللّه لا إله إلا أنا فاعبدونى » « 1 » روا نباشد از اين كلام جز اين فهميده شود كه وى سخن خداوند را بر سبيل حكايت مىگفته است .
نوع دوم : سخنان نامفهومى است كه ظاهرى حيرتانگيز و عباراتى سخت و پيچيده دارد كه در آن نفعى نيست . اين سخنان دو گونه است : يا خود گوينده را نيز نامفهوم است ؛ و احتمالا سخنى شنيده و معناى آن را نفهميده و به خبط و تشويشى كه در عقل و خيال وى پديد آمده آن را بر زبان مىراند كه در بيشتر كسان چنين است . يا اينكه معناى آن را مىفهمد ، اما به دليل كمى ممارست در علم و عدم آشنايى با نحوهء اداى معانى در قالب الفاظ گويا و رسا ، از فهماندن و بيان آنچه در ضمير دارد عاجز است . اين نوع از گفتار جز آنكه دلها را مشوش سازد و عقلها را مدهوش و اذهان را به حيرت اندازد يا آنكه موجب گردد كه از آن معنايى فهميده شود كه مراد نبوده است و در نتيجه هركس هر مقتضاى طبع و هواى نفس خود آن را دريابد ، نفعى در آن نيست . پيامبر ( ص ) فرمود : « ما حدّث أحدكم قوما بحديث لا يفقهونه إلا كان فتنة عليهم « 2 » » و نيز فرمود : « كلموا الناس بما يعرفون و دعوا ما ينكرون أ تريدون أن يكذّب اللّه و رسوله ؟ « 3 » » اين دربارهء گفتارى است كه گوينده خود آن را مىفهمد اما شنونده آن را در نمىيابد ، چه رسد به سخنى كه گوينده را نيز مفهوم نباشد ! بنابراين ، اگر سخنى را گوينده دريابد اما شنونده در نيابد ، گفتنش روا نيست . عيسى ( ع ) فرمود : « لا تضعوا الحكمة عند غير أهلها فتظلموها ، و لا تمنعوها أهلها فتظلموهم . كونوا كالطبيب الرفيق يضع الدواء فى موضع الداء « 4 » » در روايتى ديگر چنين آمده : « من وضع الحكمة
هامش
( 1 ) . « همانا منم خداى يكتا ، خدايى جز من نيست ، پس مرا بپرست » .
( 2 ) . « هيچكس از شما با گروهى سخنى كه مفهوم آنان نباشد نگفت مگر آنكه موجب فتنه آنان شد » . متن صحيح حديث چنين است : « ما أنت بمحدث قوما حديثا لا تبلغه عقولهم إلا كان لبعضهم فتنة » ( صحيح مسلم ، مقدمه ، باب 3 )
( 3 ) . « با مردم سخنى بگوييد كه مىشناسند . و آنچه نمىشناسند رها كنيد . آيا مىخواهيد خدا و رسولش تكذيب شوند ؟ » متن حديث در صحيح بخارى چنين است : « حدثوا الناس بما يعرفون . أ تحبون أن يكذب اللّه و رسوله ؟ ( صحيح البخارى ، كتاب العلم ، باب من خص بالعلم قوما دون قوم كراهية أن لا يفهموا . )
( 4 ) . « حكمت را به نااهل مدهيد كه به حكمت ظلم مىكنيد . و آن را از اهلش مانع مشويد كه برايشان ظلم مىكنيد » .