چنين اشاراتى را تنها افراد صاحب وجد و مشاهده درمىيابند كه براى اهل آن بوستانهاى پرگلوشكوفه و انوار تابناك است « 1 » .
تفسير تسترى مؤلف آن ابو محمد سهل بن عبد اللّه تسترى ( م 383 ه . ق ) است . هرچند اين تفسير همهء سورهها را دربردارد ، مشتمل بر همهء آيات قرآن نيست . مؤلف در اين كتاب ضمن همراهى با اهل ظاهر ، بر طريق صوفيه گام برمىدارد . به عنوان نمونه در تفسير « بسمله » مىگويد :
« ب » بهاء ( عظمت و شكوه ) و « س » ، سناء ( رفعت ) و « م » مجد ( بزرگى ) خداوند عز و جل است . و « اللّه » اسم اعظم و جامع اسماء الهى است . و ميان الف و لام آن حرفى پنهان است كه غيب در غيب و سرّى از سرّ در سر و حقيقتى از حقيقت در حقيقت است . و هيچكس جز پاكان از آلودگىها و آنان كه از حلال تنها به حكم ايمان و تكليف بر مقدارى كه موجب قوام تن است اكتفا مىكنند آن را در نمىيابند . و « الرحمن » اسمى است كه در آن خصوصيتى از آن حرف پنهان ميان الف و لام است . و « رحيم » همان مهربانى است كه از رحمت ، كه سابق بر علم قديم اوست ، بندگانش را نعمت وجود بخشيده و سپس بديشان روزى مىدهد .
ابو بكر در معناى « بسمله » مىگويد : « يعنى خداوند به واسطهء نسيم لطف و رحمت خويش هرچه اراده فرمايد در ملك خويش خلق كند ، چه او رحيم است . علىّ بن ابى طالب كه خداوند از او خشنود باشد ، مىفرمايد : رحمن و رحيم دو نام همراه هم هستند كه يكى برتر از ديگرى است . و خداوند به وسيلهء آن دو نااميدى را از بندگان مؤمن خود مرتفع ساخته است .
از جمله موارد تفسير اشارى در كتاب تسترى كه با معناى ظاهر آيه قرابت دارد .
تفسير آيهء
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى . . . »
« 2 » است . وى در تفسير آيه مىنويسد :
آيا ابراهيم در ايمان به خداوند در ترديد بود كه از پروردگارش درخواست كرد براى سلامت ايمانش معجزهاى به او بنماياند ؟ سهل مىگويد درخواست ابراهيم از سر شك و ترديد نبود . بلكه او طالب آن بود تا يقينش نسبت به قدرت و توانايى خداوند در خلقت افزون گردد . آيا نمىبينى كه خداوند مىفرمايد : « أ و لم
هامش
نمايانده گردد » .
( 1 ) . روح المعانى ، آلوسى ، جزء اول : 282 .
( 2 ) . « و آنگاه كه ابراهيم گفت : پروردگارا به من بنماى كه چگونه مردگان را زنده كنى ؟ . . . » ( بقره : 260 )