تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
پس از چهل سالگى ديگر سست‌قدم و سردپو است . « و لا بكر » و نه در سن نوجوانى كه مستى آن عقل را مىربايد . « عوان بين ذلك » زيرا خداوند متعال فرموده است :
« . . . حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً . . . »
« 1 » « بقرة صفرا » ( گاوى است زرد ) اشاره است به زردى چهرهء اصحاب رياضت . « فاقع لونها » ( رنگ آن روشن است ) يعنى زرد زيبا ، نه زرد چرك . و آن سيماى صالحان است .
« لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ »
( نه چنان رام كه زمين را شخم زند ) نه خوارى طمع و آز دنيا پذيرد و نه زمين دنيا را در طلب آرزوها و حطام آن به خيش حرص و نياز بكاود .
« وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ »
( و نه كشت را آب دهد ) كشتزار دنيا را با ريختن آبروى خود نزد خلق و منزلت خود نزد خالق سيراب نسازد كه احترام و حرمتش نزد خلق و خالق هر دو از كف خواهد رفت . « مسلمة » از آفات صفات دنيايى در سلامت باشد و در سيماى او هيچ نشانى از طلب غير خدا نيابى
« وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ »
و اگر فضل الهى و حسن توفيق در ميان نباشد ، به مقتضاى طبيعت نزديك است كه ( احتمال دارد كه ) چنين نكند .
« وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً »
يعنى اگر دل را كشتيد .
« فَادَّارَأْتُمْ »
و پس از آن اختلاف كرديد كه آن دل از آن شيطان بود و يا دنيا و يا نفس اماره
« فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها »
زبان گاو ذبح‌شده را با تيغ صدق و به مداومت به ذكر و ياد خدا بر دل‌مرده بزنيد . پس به اذن خدا زنده گردد و بگويد
« . . . إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ . . . »
« 2 »
« . . . وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ . . . »
« 3 » مراتب سختى قلب مختلف است . قلب‌هايى است كه از آن‌ها جوىها روان است . و آن قلب‌هايى است كه به سبب غليان انوار روح به ترك لذات و شهوت‌ها ، برخى از امور شبيه به خرق عادت در آن ظاهر مىگردد . همچنان كه براى برخى از راهبان و مرتاضان هندى چنين حالاتى پيش مىآيد . نوع دوم قلب‌هايى است كه شكافته شده و از آن آب خارج گردد . و آن قلب‌هايى است كه گاه به هنگام گسسته شدن حجاب‌هاى بشرى نورهاى روح بر آن ظاهر شود ، و به بعضى از نشانه‌ها و معانى معقول بنمايانند . همچنان كه بعضى از حكيمان چنينند . و قلب‌هايى است كه از خوف خدا خاضع شود . مانند آنچه براى برخى از پيروان اديان و مذاهب حاصل گردد كه قلبشان عكس انوار روح را از آن سوى حجاب‌ها پذيرا شود و خوف و خشيت خداوند در آن جاى گيرد .
هامش
( 1 ) . « . . . تا آن‌گاه كه به نيروى جوانى خود رسيد و به چهل سالگى رسيد . . . » . ( احقاف : 15 ) ( 2 ) . « . . . نفس بسى به بدى و گناه فرمان مىدهد . . . » . ( يوسف : 53 ) ( 3 ) . « . . . همانا از برخى سنگ‌ها جوىها روان شود . . . » . ( بقره : 74 )