اينها مراتب مشترك قلب ميان مسلمان و غير مسلمانان است ، با اين تفاوت كه مراتب مذكور در مسلمانان با نور ايمان تأييد مىگردد و بر قرب و مرتبهء قلب و مقام ايشان افزوده شود ؛ اما غير مسلمانان را از تأييد ايمان نصيبى نيست . لذا فريب و دورى و گمراهى تدريجى ايشان افزون گردد . و آن كرامات و بصيرتهاى باطنى كه انوار حق را متجلى و مشاهده برهان پروردگار را ممكن مىسازد مخصوص مسلمان است . بنابراين ، ارائهء آيات و نشانههاى حق مخصوص خواص است :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ . . . »
« 1 »
« . . . وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« 2 » اما نماياندن برهان و حجت حق ويژهء خاص الخواص است ؛ چنانكه دربارهء يوسف ( ع ) مىفرمايد :
« لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
از حسن بن منصور دربارهء معناى « برهان » سؤال شد ، پاسخ گفت : « آن واردات عرفانى است كه به قلبها درآيد ، چنانكه از تكذيب آن ناتوان گردند . و خداوند آگاهترين است » « 3 » .
نيشابورى همچنين در تفسير آيهء
« وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ . . . »
« 4 » مىگويد :
تأويل : به ديدهء اهل نظر ، مساجد خدا كه در آن نام او ياد مىگردد عبارت است از نفس ، قلب ، روح ، سرّ و خفى كه سرّ سرّ است . و هريك از اين مساجد را ذكرى متناسب با آن است . پس ذكر مسجد نفس طاعات و عبادات است . و ترك ذكر آن ، ترك حسنات و ملازمت گناه كردن است . و ذكر مسجد قلب توحيد و معرفت است . و روى آوردن به شبهات و تعلق به شهوات موجب ترك آن گردد . زيرا عقل قلبهاى آلوده به شهوات از من ( خدا ) در حجاب است . و ذكر مسجد روح شوق و محبت است . و تمايل به لذات و حطام دنيا آن را مانع گردد . و ذكر مسجد سرّ مراقبت و شهود است . و ميل به بروز كرامات آن را مانع شود . و ذكر مسجد خفى كه سرّ سرّ است بخشش وجود و ترك موجود باشد . و التفات به مشاهدات و مكاشفات باطنى موجب ترك آن گردد « 5 » .
تفسير آلوسى نام اين تفسير روح المعانى و نويسندهء آن علامه محقق شهاب الدين سيد
هامش
( 1 ) . « زودا كه آنان را نشانههاى خويش در كنارههاى جهان و در جانهاى خودشان بنماييم . . . » . ( فصلت : 53 )
( 2 ) . « . . . و نشانههاى خويش را به شما مىنماياند ، شايد خرد را كار ببنديد » . ( بقره : 73 )
( 3 ) . غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، نظام الدين نيشابورى ، در حاشيهء تفسير طبرى ، ج 1 : 31 .
( 4 ) . « كيست ستمكارتر از آنكه نگذاشت در مسجدهاى خدا نام او را ياد كنند . . . » . ( بقره : 114 )
( 5 ) . غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، در حاشيهء تفسير طبرى ، ج 1 : 383 .