تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
آشكار مىشود ، بيان كنم . در اين مقام از بيان آنچه به ظواهر و حدود متعلق‌اند در مىگذريم ، زيرا اين امور را حد و مرزى معين است . گفته شده است كسى كه قرآن را بر اساس رأى خويش تفسير كند كافر است . اما تأويل را حد و مرزى نيست ؛ زيرا بنا به اختلاف احوال و اوقات شنونده و مراتب و درجات سلوكش متفاوت است . و هرگاه از مقامى به مقام ديگر فرا رود ، دريچه درك جديدترى بر او گشوده شود و بدان بر معانى لطيف و خرد سوز دست يابد . در اين تفسير آياتى را كه از نظر من تأويل‌پذير نيست يا نيازى به ذكر ندارد وارد نساخته‌ام « 1 » . وى در تفسير اشارى آيهء
« . . . إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً . . . »
« 2 » مىگويد : بقره نفس حيوانى است . و ذبح بقره يعنى كوفتن هواى نفس كه مايهء حيات و منبع فعاليت و عمل آن است به تيزى تيغ رياضت « 3 » . و در تفسير آيات
« وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً . . .
وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ »
مىگويد : سليمان الريح يعنى عقل عملى را مسخر سليمان كرديم ، تندباد هواى نفس را كه در سينه بر سرير نفس مسلط بود ( عاصفة ) به زير كشانده بر آن توانايش ساختيم ، در حالى كه مطيع امر او بود « تجرى بأمره » به حركت درآمد « إلى الأرض » و در سرزمين بدن كه به اطاعت و ادب تربيت يافته بود ، « التى باركنا فيها » سرزمينى كه به ملكات و فضايل اخلاقى و اعمال صالح ممتازش ساختيم « و كنا بكل شىء » و ما به اسباب كمال « عالمين » آگاهيم . « و من الشياطين » از جمله شياطين وهم و خيال . « من يغوصون له » شياطينى هستند كه در درياى جسم مادى فرومىروند و مرواريدهاى كوچك معنا را صيد مىكنند . « و يعملون عملا دون ذلك » و كارهايى جز آن مانند تركيب و بسط و تفصيل و ساختن معانى جديد و برانگيختن انگيزه‌ها و احساسات و نظاير آن « و كنا لهم حافظين » و ما در برابر انحراف و خطا و ظاهرفريبى باطل و كذب حافظ ايشان بوديم . « و أيوب » و ايوب آن نفس مطمئنه كه در رياضت به انواع ابتلاها امتحان شد و در مجاهدت نفس به كمال رشد رسيد « و إذ نادى ربه » آن هنگام كه از شدت اندوه اسارت در پوست بدن و به نهايت رسيدن توان او در سعى و كوشش پروردگار خويش را خواند و گفت : « إنى مسنى الضر » از ضعف و ناتوانى و عجز به ستوه
هامش
( 1 ) . تفسير القرآن الكريم ، ابن عربى ، ج 1 : 4 ( 2 ) . « . . . خداوند شما را مىفرمايد كه گاوى را سر ببريد . . . » . ( بقره : 67 ) ( 3 ) . همان ، ج 1 : 59 . لازم به ذكر است كه اين تفسير اثر ملا عبد الرزاق كاشانى است و انتساب آن به محى الدين صحيح نيست . تفسير ايجاز البيان اثر محى الدين در حاشيه اين كتاب آورده شده است .