تفاسير فرق مختلف
سرنوشت اين امت چنين بوده است كه به بيش از هفتاد فرقه منشعب شود و خداوند جامه تفرقه بر آن بپوشاند و به برخى از ايشان سختى و رنج برخى ديگر را بچشاند ، هر چند همواره طايفهاى از اين امت پشتيبان حق هستند و مخالفت مخالفان آسيبى متوجه ايشان نمىسازد ، تا خداوند امر خود را آشكار سازد . هر طايفهاى كتاب خدا را بر اساس باورهاى مورد قبول خويش به اعتدال و ميانهروى و يا به افراط و تندروى تفسير مىكند .
لذا مجموعههايى از تفاسير پديد آمده است كه همچون آينههاى صاف صيقل يافته چهره مفسران را با همه اختلافنظرها و انديشههاى متباين بازتاباندهاند ، و بديهى است كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست و هركس براى ليلاى خود نغمهساز مىكند .
ازاينرو مىبينيم كه در تفاسير اهل سنت عقايد سنيان و در تفاسير معتزليان عقايد اعتزال و در تفاسير شيعه اعتقادات تشيع و . . . بروز و ظهور يافته است .
در بخش گذشته نمونههايى از تفاسير اهل سنت را برشمرديم و درباره آنها سخن گفتيم ؛ در اينجا نيز نمونههايى از تفاسير فرق مختلف را بررسى خواهيم كرد .
تفاسير معتزله
اين بخش را با كتاب الكشاف اثر زمخشرى آغاز مىكنيم ؛ و سپس با كتاب تنزيه القرآن عن المطاعن اثر قاضى عبد الجبار سخن را به پايان خواهيم برد . اينها دو نمونه از تفاسير متكلمان معتزلى است .
الكشاف : مؤلف آن محمود بن عمر بن محمد بن عمر نحوى و لغوى معتزلى ملقب به « جار اللّه » است . وى به سال 467 ه . ق تولد يافت و در سال 538 ه . ق درگذشت . پس از تخصص در علم لغت و ادب و نحو و آگاهى از علم انساب عرب و پيشى گرفتن از همگان در اين علوم ، اعتقاد خود را به مذهب اعتزال آشكار ساخت و بدان دعوت كرد . كتاب او علىرغم گرايش اعتزالى آن ، بهترين كتاب و يا از جمله بهترين كتابهاى تفسيرى است كه از منظر بلاغت در تفسير قرآن نوشته شده است و اكثر مفسران پس از زمخشرى از كتاب او بهره گرفته و بدان اعتماد كردهاند . از جمله محاسن تفسير كشاف است : خالى بودن از بيهودهگويى و پرگويى ؛ سلامت از اسرائيليات و داستانهاى خرافى ؛ استناد به زبان عرب و اسلوبهاى گفتارى آن در بيان معانى مفردات و آيات قرآن ؛ توجه ويژه به