تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
« من قال فى القرآن برأيه فأصاب فقد أخطأ . « 1 » به اين استدلال سه پاسخ داده شده است : 1 . احاديث مذكور بر اين حمل مىشود كه در امورى كه براى فهم آن راهى جز روايت پيامبر و اصحابش وجود ندارد ، بر اساس رأى و نظر نبايد سخن گفت . 2 . احاديث مذكور بر اين حمل مىشود كه شخص نبايد دربارهء آيه‌اى سخن بگويد در حالى كه خود بداند حقيقت بر خلاف آن است . مانند پيروان مذاهب فاسد كه قرآن را بر اساس هواى نفس و براى اثبات نظريات خويش تأويل مىكنند . 3 . احاديث مذكور دربارهء كسانى است كه بدون استناد به حديث و يا تحمل رنج و زحمت در بررسى مبهمات و فهم معانى آياتى كه در آن حذف و اضمار و تقديم و تأخير و . . . به كار رفته است به ظاهر كلام تمسك كند . زيرا هر مفسرى براى آنكه به خطا درنغلتد ناگزير از تمسك به نقل است . توسع در فهم و استنباط نظر صحيح در مرحلهء بعد از نقل قرارداد ، زيرا صرف تمسك به ظاهر و بر اساس قواعد زبان عربى كافى و اطمينان‌بخش نيست . به فرمودهء خداوند سبحان بنگريم كه مىفرمايد :
« . . . وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِها . .
. » « 2 » معناى آيه اين است كه ما به قوم ثمود به عنوان معجزه و بينهء روشن و آشكار ماده‌شترى داديم تا آنان را به صدق ادعاى حضرت صالح ( ع ) و آنچه آورده بود رهنمون گردد . پس ايشان با پى كردن ماده‌شتر به خود ستم كردند . كسى كه به ظاهر زبان عربى تمسك كند گمان خواهد كرد كه در اين آيه منظور از واژه « مبصرة » ابصار و ديدن چشم است . و نيز در نمىيابد كه قوم ثمود به چه چيز ستم روا داشتند : به خودشان يا به ديگران ؟ موارد فوق احتمالاتى است كه در معناى دو عبارت مذكور وجود دارد . و اگر در دليل احتمال معانى مختلف وجود داشته باشد ، نمىتوان بدان استدلال كرد . در خصوص حديث جندب ، علاوه بر پاسخ‌هاى گذشته ، مىتوان چنين جواب گفت كه صحت اين حديث ثابت نشده است و بر فرض صحت ، احتمال دارد معناى آن چنين
هامش
جايگاهش آتش است » . ( سنن الترمذى ، كتاب تفسير القرآن ، باب 1 : ح 2951 ) در سنن الترمذى به جاى عبارت اتقوا الحديث علىّ ، اتقوا الحديث عنّي آمده است . ( 1 ) . سنن ابى داود ، كتاب العلم ، باب الكلام فى كتاب اللّه به غير علم ، ج 1 . ( 2 ) . « . . . و به ثمود آن مادهء شتر را حجت روشن داديم . پس به آن ستم كردند . . . » . ( اسراء : 59 )