تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
اقوال غير صحيحى را جمع آورده است . در اين نوع نيز مجالى براى رأى و نظر نيست . و تنها راه دستيابى به ناسخ و منسوخ روايت است . بحث دربارهء ناسخ و منسوخ البته با تسامح و توسع جزو انواع تفسير به شمار مىرود .

روش مفسران پس از دوره نخستين

كتاب‌هاى تفسير مأثور مجموعه‌هايى بزرگ است كه احاطه به همه آنها و نام همه مؤلفان آنها و نيز طرق هر مؤلف در هريك از آنها ممكن نيست . اما مىتوان به اجمال دربارهء روش مفسران پس از دورهء نخستين سخن گفت . پس از دورهء اولين مفسرانى كه در تفسير نقلى كتاب نوشتند و در آثار خود به ذكر كامل سند ملتزم بودند ، نوبت به گروهى از مؤلفان تفسير رسيد كه در كتاب‌هاى خويش سند احاديث را مختصر كرده و اقوال را به صاحبان آن نسبت ندادند ؛ ازاين‌رو ، روايات صحيح و غير صحيح به هم آميخت و اين امر موجب گشت تا خوانندگان همه رواياتى را كه در آثار ايشان آمده صحيح تصور كنند ، در حالى كه اين آثار پر است از قصه‌ها و اسرائيليات به گونه‌اى كه نمىتوان آن را بازشناخت و گويى جملگى صحيح هستند . اين مسئله باعث شده تا روايات اين طبقه از مفسران مورد جرح و طعن قرار گيرد . اگر در هر عصرى محققانى نبودند كه به اثبات حق و طرد باطل همت بگمارند ، نشانه‌هاى هدايت از بين مىرفت و اين عرصه دچار هرج و مرج مىشد ، و از اين رهگذر طعن‌ها و عيب‌هاى فراوان متوجه اسلام و مسلمين مىگشت . در آثار مفسران مذكور درباره داستان‌هاى انبيا و آغاز خلقت و زلزله و ماجراى يأجوج و مأجوج و سردى آب چاه‌ها در تابستان و حرارت آن در زمستان و . . . مطالبى آمده كه به هيچ وجه با حقايق علمى انطباقى ندارد و با خواندن آنها عرق شرم بر پيشانى انسان مىنشيند . اى كاش آنها به جعلى بودن روايات مذكور اشاره مىكردند ؛ در اين صورت كار آسان بود . اما آنان ، بر خلاف مفسران عصر اول ، سند روايات را ذكر نكردند تا كسى كه از آن اطلاع مىيابد بتواند با مراجعه به كتاب‌هاى جرح و تعديل به نقد و بررسى آن بپردازد . بدتر از همه اينكه آنان حتى به خود زحمت ندادند تا با مراجعه به كتاب‌هاى جرح و تعديل دربارهء سند روايات داورى كنند . بعضى از مفسران با رديف كردن و ذكر اقوال پراكنده خود را به زحمت انداخته‌اند ، تا
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 585 | الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني / آرمين