مشرق رفت و در حجاز و مصر و بغداد بزرگان و استوانههاى علم و معرفت را ديدار كرد .
از احمد بن فصل حديث شنيد . در كوفه از ابو بكر بن ابى شيبه ، در مصر از يحيى بن بكير « 1 » ، در حجاز از ابو مصعب الزهرى « 2 » در دمشق از هشام بن عمار « 3 » سماع حديث كرد .
شيوخ او 284 تن بودند . وى امام و زاهد بود و به اثر و حديث التزام و عنايتى ويژه داشت و چه در حديث و چه در تفسير كسى سندى نظير سند او نداشت .
ابن حزم مىگويد : « به يقين مىگويم در اسلام همانند تفسير او تفسيرى پديد نيامده است ، نه تفسير ابن جرير و نه ديگر تفاسير » « 4 » . وى در سال 204 ه . ق متولد شد .
متأسفانه مقدر نبود تفسيرى با اين اوصاف كه برشمرديم باقى بماند و همانند تفسير ابن جرير از توفيق جاودانگى برخوردار گردد .
و كم فى الدر أبهى من عروس * و لكن للعروس الدهر ساعد « 5 »
7 . اسباب النزول واحدى
نام واحدى ، ابو الحسن علىّ بن احمد واحدى نيشابورى است . وى در تفسير خود به بيان روايات سبب نزول اكتفا كرده است . در اين نوع تفسير جايى براى تاويل وجود ندارد .
كتاب اسباب النزول علىرغم حجم متوسطى كه دارد ، از مهمترين تأليفات در موضوع خود به شمار مىآيد .
8 . الناسخ و المنسوخ اثر ابو جعفر النحاس
كتابى است نفيس كه در آن مؤلف از آيات ناسخ سخن گفته و اقوال دانشمندان را با ذكر سند يادآور شده است . ابو جعفر در اين كتاب همه اقوالى را كه در نسخ گفته شده ، حتى
هامش
( 1 ) . يحيى بن ابو بكير نخعى ، ابو ذكريا كوفى ( . . . - 230 ه . ق ) عالم و راوى حديث ( تهذيب التهذيب عسقلانى ، 11 : 190 ) . در متن نام وى به اشتباه يحيى بن بكير ذكر شده است .
( 2 ) . احمد بن ابو بكر ، قاسم بن ارث بن زراره بن مصعب بن عبد الرحمن بن عوف ، ابو مصعب زهرى مدنى ( 150 - 242 ه . ق ) فقيه و عالم مدينه ( تهذيب التهذيب عسقلانى ، 1 : 20 )
( 3 ) . هشام بن عمار بن نصير ابن ميسره سلمى ، ابو الوليد ( 153 - 245 ه . ق ) عالم ، محدث ، معلم قرآن . از وى كتابى به نام فضائل القرآن ثبت شده است . ( الأعلام زركلى ، 8 : 87 )
( 4 ) . طبقات المفسرين ، سيوطى : 41 - 40 ، به تحقيق على محمد عمير ، مكتبة وهبه .
( 5 ) . « بسا در پرده عروسى زيباروى باشد / اما زمانه مددكار اين عروس بوده است » .