تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
به ابن كثير در سال 704 ه . ق به دنيا آمد و در سال 774 ه . ق درگذشت . هرچند كليه روايات مذكور در تفسير ابن كثير صحيح‌ترين روايات نيستند ، اما تفسير وى از جمله صحيح‌ترين تفاسير نقلى است . احاديث اين تفسير از پيامبر ( ص ) و بزرگان صحابه و تابعان نقل شده است . چاپخانهء المنار مصر اين تفسير را همراه با تفسير بغوى در قسمت پايين صفحات آن و نيز كتاب فضائل القرآن به عنوان بخش متمم در پايان آن ، در 9 جلد به طبع رسانده است « 1 » .

5 . تفسير بغوى « 2 »

علامه ابو محمد حسين بن مسعود بغوى ، فقيه شافعى ، در تفسير و حديث پيشوا و امام بود و تاليف‌هاى سودمندى از خود بر جاى گذاشت . از جمله آثار او تفسير معالم التنزيل است كه در آن روايات تفسيرى البته با حذف اسانيد گرد آمده است « 3 » .

6 . تفسير بقىّ بن مخلد

سيوطى در طبقات المفسرين مىنويسد بقى بن مخلد بن يزيد بن عبد الرحمن اندلسى قرطبى از بزرگان و داراى تفسير و مسند است . وى از يحيى ابن ليثى « 4 » دانش آموخت و به
هامش
( 1 ) . كتاب فضائل القرآن كه در چاپهاى تفسير ابن كثير به عنوان متمم تفسير مذكور و در آخر آن چاپ شده ، از آثار ابن كثير است . ( 2 ) . اين تفسير به نام تفسير البغوى المسمى معالم التنزيل به تحقيق خالد عبد الرحمن العك و مروان سوار از سوى انتشارات دار المعرفهء بيروت به چاپ رسيده است . همچنين ، انتشارات دار الفكر بيروت نيز اين تفسير را به نام معالم التنزيل فى التفسير و التاويل منتشر ساخته است . ( 3 ) . ظاهرا استناد مؤلف محترم در ذكر تفسير بغوى به عنوان تفسير به مأثور ، اين عبارت در مقدمه تفسير مذكور است كه مىگويد : « فإن الكتاب يطلب بيانه من السنة و عليه مدار الشرع و أمور الدين » اما بررسى اجمالى معالم التنزيل به روشنى نشان مىدهد كه تفسير مأثور نيست . زيرا بغوى در اين كتاب ابتدا هر آيه را به وسيلهء قرآن و بر اساس قرائات مشهور تفسير مىكند . در مرحله بعد در توضيح معناى آيه به حديث پيامبر استناد مىجويد . و پس از آن اقوال صحابه و تابعان و اسباب نزول را نقل مىكند و بالاخره از لغت عرب براى تبيين هرچه بيشتر معناى آيه سود مىجويد . واضح است ميان اين شيوه تفسير و تفسير روايى تفاوت بسيارى وجود دارد . ( 4 ) . يحيى بن يحيى بن ابو عيسى ، كثير بن وسلاس ليثى ، ابو محمد ( 152 - 234 ه . ق ) عالم اندلس از طرفداران و پيروان مالك . ( الأعلام زركلى ، 8 : 176 )