تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
خدا ( ص ) شنيدم كه مىگفت : « إنه عاشر عشرة فى الجنة » « 1 » . طبق برخى از روايات آيه
« . . . وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ . .
. » « 2 » و آيهء
« . . . وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ »
. درباره او نازل شده است « 3 » . وهب بن منبه نيز تابعى مورد اعتماد و داراى علمى فراوان بود . وى از ابو هريره احاديث بسيارى نقل كرده است . در صحيح بخارى و مسلم حديثى به نقل از او از برادرش ، همّام ، آمده است در عبادت و سلامت نفس بدانجا رسيده بود كه بيست سال تمام نماز صبح را با وضوى نماز عشاء مىخواند . كعب الاحبار نيز تابعى بلندمرتبه‌اى بود . وى در زمان خلافت ابو بكر اسلام آورد . دربارهء مقام او كافى است بدانيم همچنان‌كه او از صحابه آموخت ، صحابه نيز از او اخذ علم كردند و گروهى از تابعان احاديث مرسلى از او روايت كرده‌اند . در صحيح بخارى و ديگر مجامع حديثى از او رواياتى نقل شده است .
هامش
« على و بنوه » ، 99 - 98 ) ، سيد مرتضى عسكرى ، در كتاب عبد اللّه بن سباء با تحقيقات ارزشمند و تتبعات تاريخى خود در اين باره اگر ظنى بوده به يقين بدل كرده است . طبق تحقيقات ايشان كليهء گزارش‌هاى تاريخى مربوط به عبد اللّه بن سباء ، كه دستمايه عالمان اهل سنت براى خصومت‌ورزى عليه شيعه شده است ، رواياتى است كه طبرى و ابن عساكر ، آنها را ثبت كرده‌اند و راوى تمام اين روايات ، كذاب و جاعلى به نام سيف بن عمر تميمى است . تقريبا تمامى رجاليان و عالمان به نام حديث در ميان اهل سنت ، از جمله يحيى بن معين ، نسايى ، ابو داود ، ابن ابى حاتم ، دارقطنى ، حاكم ، ابن حجر عسقلانى و سيوطى ، وى را تضعيف و تكذيب كرده و جاعل و وضّاع حديث و تاريخ دانسته‌اند لذا با قاطعيت مىتوان گفت داستان عبد اللّه بن سباى يهودى و پيروانش داستانى مجعول است . نبايد شهرت چنين داستان‌ها و گزارش‌هايى در ميان عالمان اهل سنت در جعلى بودن آنها ترديدى ايجاد كند . زيرا اين عالمان به دليل شأن و جايگاه خاصى كه براى همه اصحاب پيامبر ( ص ) قائلند و ايشان را داراى همه فضايل نفسانى مىدانند از يك‌سو از تبيين مظاهر فريب‌كارى و بىعدالتى و بىتقوايى در دوره صدر اسلام در مىمانند . و از ديگر سو ، گزارش‌هاى مجعول تاريخى دربارهء نقش شخصيت‌هاى موهومى نظير عبد اللّه بن سباى يهودى در حوادث مذكور را با عقايد خود نسبت به صحابه هماهنگ و با طبع و مذاق خويش متلائم مىيابند ، ازاين‌رو به داستان‌ها و روايات مذكور اقبال مىكنند و در صحت آن ترديد روا نمىدارند . ( 1 ) . « او دهمين آن كسانى است كه جايگاهشان بهشت است » . سنن الترمذى ، المناقب ، باب 37 : ح 3804 . ( 2 ) . « . . . و گواهى از فرزندان اسرائيل بر مانند آن گواهى دهد . . . » . ( احقاف : 10 ) ( 3 ) . « . . . و آن‌كه دانش كتاب نزد اوست » . ( رعد : 43 )