تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
گردد و ارزش سند آن روشن شود . سپس همچنان‌كه حديث در كتاب‌هاى فقهى ذكر مىشود ، احاديث صحيح تفسيرى نيز بدون ذكر سند اما با انتساب به امام حديثى كه آن را در كتاب خود ثبت كرده ، در كتاب تفسير مورد استناد قرار گيرد « 1 » .

صحابه مفسر

سيوطى در الإتقان مىنويسد : ده تن از اصحاب به تفسير قرآن شهرت داشتند : چهار خليفهء اول ، ابن مسعود ، ابن عباس ، ابى بن كعب ، زيد بن ثابت ، ابو موسى اشعرى و عبد اللّه بن زبير . در ميان چهار خليفه كسى كه در تفسير بيش از ديگران از وى روايت شده است علىّ بن ابى طالب ، كرم اللّه وجهه است و روايات تفسيرى از سه خليفه ديگر جدا اندك است . علت اين امر آن است كه ايشان زودتر از دنيا رفتند « 2 » . معناى تحليل سيوطى در قلت روايات تفسيرى از سه خليفهء اول اين است كه ابو بكر و عمر و عثمان در زمان و جامعه‌اى زندگى مىكردند كه همگى عالم به كتاب خدا و آشناى با اسرار قرآن و آگاه از معانى و احكام آن بودند و ويژگىهاى عروبت در ايشان به نحو كامل وجود داشت ؛ اما امام على ، رضى اللّه عنه ، پس از ايشان در قيد حيات بود ، و در زمان او نياز مردم به كسى كه قرآن را برايشان تفسير كند افزايش يافت ، زيرا سرزمين‌هاى اسلامى گسترش يافته بود و با وارد شدن غير عرب به دين جديد نزديك بود كه ويژگىهاى عروبت از بين برود ؛ و نسلى جديد پديد آمد كه نيازمند دانش صحابه بود . در نتيجه به ناگزير آنچه از على ( ع ) روايت شده بيش از ديگران است . بر اين دليل بايد برترى امام على را در خلاقيت فكر و كثرت دانش و اشراق دل و نيز اشتغال سه خليفه اول را پيش از حضرت على به امور خلافت و اداره حكومت اضافه كرد « 3 » .
هامش
( 1 ) . در تفسير ابن كثير اين جملات يافت نشد . اما وى در جاى جاى تفسير خويش ضمن اشاره به احاديث مجهول شأن نزول و يا تفسير آيات ، به نقد و نفى آنها مىپردازد . براى نمونه - شرح آيات 102 بقره ، 190 اعراف ، 46 عنكبوت ، آغاز سورهء « ق » و 51 - 56 « انبياء » در تفسير ابن كثير . ( 2 ) . الاتقان ، ج 2 ، نوع 80 : 529 . ( 3 ) . برترى علىّ بن ابى طالب ( ع ) در فهم قرآن و اجتهاد احكام الهى مورد اتفاق همگان است . صحابه بزرگى چون ابن مسعود و ابن عباس كه از صدور و مراجع مسلمانان در امر تفسير بودند در مقابل مقام علمى آن حضرت سر تعظيم فرودآورده‌اند . ابو نعيم اصفهانى از ابن مسعود نقل مىكند كه گفت : « قرآن بر هفت حرف نازل شد و هيچ حرفى از آن نيست كه داراى معانى ظاهرى و باطنى نباشد و علم به ظاهر و باطن