روايت شده است مردى نزد ابن عمر آمد و دربارهء آيهء
« أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما . . »
. « 1 » پرسيد . ابن عمر گفت : برو از ابن عباس بپرس و سپس بيا و مرا از پاسخ وى آگاه كن . مرد رفت و از ابن عباس پرسيد . ابن عباس پاسخ گفت : آسمانها بسته بودند و نمىباريدند . زمين نيز بسته بود و گياهى نمىروياند .
سپس خداوند آسمانها را با بارش باران و زمين را با رويش گياه بازگشاد . مرد بازگشت و ابن عمر را از پاسخ ابن عباس آگاه ساخت . ابن عمر گفت : « پيش از اين مىگفتم تجرى ابن عباس بر تفسير قرآن مرا خوش نمىآيد اما اكنون مىگويم به او دانشى عظيم داده شده است » « 2 » . اما علىرغم اين همه ، بايد در تفاسيرى كه به ابن عباس نسبت داده شده است احتياط كرد . زيرا ، همچنانكه خواهد آمد ، احاديث جعلى و دستكارى شده بسيارى به او نسبت داده شده است .
همچنين ، ابى بن كعب بن قيس انصارى رضى اللّه عنه ، كه از كاتبان وحى بود ، از جمله كسانى است كه در تفسير قرآن بسيار سخن گفته و در آن بر ديگران پيشى گرفته است . روايات تفسيرى او را از ابو جعفر رازى « 3 » از طريق ربيع بن انس « 4 » ، از ابو العالية از ابى بن كعب نقل مىكند كه اسنادش صحيح است .
بقيه صحابه از ده نفر صحابى مفسر قرآن ، زيد بن ثابت ، ابو موسى اشعرى و عبد اللّه بن زبير هستند ، كه علىرغم شهرتشان در تفسير ، نسبت به چهار صحابى كه اخيرا ذكر كرديم روايات تفسيرى كمترى دارند . به جز اين ده تن ، از گروهى از صحابه چيزهايى در تفسير نقل شده است اما بسيار اندك است .
از جملهء ايشان مىتوان از انس ، ابو هريره ، ابن عمر ، جابر ، عمرو بن عاص ، و عايشه نام برد .
هامش
( 1 ) . « آيا كسانى كه كافر شدند نديدند كه آسمان ، و زمين بسته بودند ، پس آنها را بازگشاديم . . . » . ( انبياء : 30 )
( 2 ) . حلية الأولياء ، ابو نعيم اصفهانى ، ج 2 : 219 .
( 3 ) . عيسى بن ابى عيسى ماهان يا عيسى بن ابى عيسى عبد الدين ماهان مروزى ، عالم و محدث ( تهذيب التهذيب ، عسقلانى ، ج 12 : 56 )
( 4 ) . ربيع بن انس بكرى خراسانى ( ت 139 ه . ق ) تابعى ، از انس بن مالك و حسن بصرى و ديگران نقل حديث كرده است ( تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، 3 : 239 )