در روايت ديگر خير بن ملك مىگويد :
هنگامى كه به تغيير مصاحف دستور داده شد ، عبد اللّه بن مسعود آن را زشت شمرد و گفت : هركس مىتواند مصحف خود را پنهان دارد ( تا سوزانده نشود ) بايد چنين كند . و در پايان گفت : آيا آنچه را از زبان رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم رها كنم ؟ « 1 »
در روايت ديگر حاكم از طريق ابو ميسره نقل مىكند كه گفت :
در راه گذر مىكردم كه اشعرى و حذيفه و ابن مسعود را ديدم . ابن مسعود گفت :
به خدا سوگند آن را ( يعنى مصحف را ) نمىدهم . رسول خدا آن را به من آموخته است . « 2 »
پاسخ : اولا ، اين روايات به هيچ وجه نه بر عدم تواتر قرائات دلالت دارد و نه بر عدم تواتر محتواى مصحف عثمان . نهايت چيزى كه مدلول اين روايات است آن است كه ابن مسعود در ابتداى امر با سوزاندن مصحف خود موافق نبود . و اين نكته تواتر محتواى مصحف عثمان را نقض نمىكند ، زيرا شرط تواتر در مورد محتواى مصحف عثمان اين نيست كه ابن مسعود ، يا هركس ديگر ، قرآن خود را بسوزاند . بلكه تواتر يك خبر مشروط بر آن است كه در هر طبقهاى از راويان جمعى كه احتمال همآهنگى و همدستى آنان بر كذب منتفى است آن را روايت كنند . و اين شرط در مصحف عثمان وجود دارد ، زيرا جمع بزرگى از صحابه كه تواطؤ بر دروغ دربارهء آنان متصور نيست آن را روايت و با آن موافقت كردهاند . در سلامت و تواتر مصحف عثمان كافى است به فرمان وى در جمعآورى قرآن توجه كنيم . خوانندهء محترم مىتواند به اين بحث در همين كتاب مراجعه كند .
ثانيا ، بر فرض مخالفت ابن مسعود با مصحف عثمان ، اين مخالفت ، تواتر قرآن را از بين نمىبرد ، زيرا على رغم اين مخالفت مفروض ، اركان تواتر در مصحف عثمان محقق است . و هيچكس در دنيا ادعا نكرده است كه از شرايط تواتر چيزى عدم مخالفت هركس با آن است تا آنكه به استناد چنين ادعايى مخالفت ابن مسعود با مصحف عثمان را ناقض تواتر قرآن بدانيم .
ثالثا ، اين روايات كه به عنوان طعن در تواتر قرآن ارائه شده دلالت بر اين ندارد كه
هامش
( 1 ) . المعجم الكبير ، طبرانى ، ج 2 : 70
( 2 ) . المستدرك ، حاكم ، ج 2 ، كتاب التفسير : 228 .