سوره و عدم نگرانى از فراموشى آن در مصحف خود ننوشت . دربارهء معوذتين نيز سخن همين است . گفته شده است كه وى در ابتداى امر نمىدانست معوذتين جزو قران است .
بلكه چنين تصور كرده بود كه اين دو سوره دعاى چشمزخم است كه رسول خدا بر حسن و حسين ( ع ) خوانده بود . و از همين رو روايات مبنى بر انكار قرآنى بودن سور مذكور از وى نقل شده است . اما بعدا وى به قرآنى بودن اين دو سوره آگاه شد ؛ و به همين جهت روايات مبنى بر قرآنى بودن آنها نيز از وى نقل شده است . ما روايات اخير را از چهار تن از قاريان سبعة با صحيحترين اسانيد عرضه داشتيم : اسانيدى كه تواتر و استفاضه قرآنى بودن فاتحه و معوذتين و نيز اجماع امت را بر آنها از عهد خلافت تا روزگار ما تأييد مىكند .
آنچه در اين بخش راجع به اين موضوع گذشت بايد به عنوان پاسخ به اولين شبههاى كه دربارهء قرائات مطرحشده تلقى كرد .
شبههء دوم اينكه تواتر در همهء قرآن قابل پذيرش نيست . زيرا انگيزههايى كه به عنوان دليل بر وجود تواتر قرآن ذكر كرديد در حفظ و نقل همهء اجزاى قرآن وجود نداشته است . نشانه آن اين است كه « بسمله » بنا بر نظر كسى كه آن را آيهاى از قران مىداند نه موضوع تحدى قرار مىگيرد ، و نه اساس استنباط حكم واقع مىشود ، تا اينكه انگيزهء نقل و تواتر ان فراهم گردد .
پاسخ : اولا ، « بسمله » به عنوان يك آيه با انضمام به دو آيهء ديگر موضوع تحدى قرار مىگيرد . زيرا از اين تأليف ، سه آيه تشكيل مىشود كه اعجاز در مورد آنها صدق مىكند . « 1 » و اين امر براى آنكه انگيزهء لازم در توجه به « بسمله » و نقل متواتر آن فراهم آيد كفايت مىكند .
ثانيا ، احكام مشهورى نظير اينكه قارى آيات در صورت طهارت اجر عظيم مىبرد و در صورت جنابت اگر آنها را به عنوان قرآن بخواند يا لمس كند عذاب شديد در انتظار او است ، به قرائت « بسمله » با ترتيبى كه در مجموعه آيات دارد نيز مربوط مىشود . و اين امر از جمله انگيزههاى نقل متواتر « بسمله » به شمار مىآيد .
هامش
( 1 ) . همان گونه كه در مباحث پيشين گذشت ، بنا بر نظرى حد اقل عبارات قرآنى كه مصداق معجزه است سه آيه مىباشد .